ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1109

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

حيله‌گران بجاى سيم ، مس و بجاى زر ، سيم ميپردازند تا از آن بهره‌بردارى كنند . پس چنين كسى دزد يا بدتر از دزد است . و بيشتر اين گروه در سرزمين ما يعنى مغرب از طلاب بربراند كه دور از سرزمين‌هاى پرجمعيت در مرزها و نزديك مساكن مردمان ابله بسر مىبرند و به مساجد باديه پناه مىبرند و توانگران [ 1 ] آنان را فريب ميدهند و چنين وانمود مىكنند كه به صنعت كيمياگرى آشنا هستند و مىتوانند از فلزات زر و سيم بسازند و چون نفوس مردم در دوست داشتن اين دو فلز گرانبها حريص مىباشد و در راه بدست آوردن آنها مبالغ بسيارى خرج مىكنند از اين رو كيمياگران مزبور وسيلهء معاش خود را از آنان بدست مىآورند . سپس در نزد ايشان با ترس و لرز به طلبيدن كيميا شروع مىكنند تا هنگامى كه ناتوانى آنان آشكار مىشود و كار به رسوائى مىكشد آن وقت به جايگاه ديگرى ميگريزند ، و حالت تازه‌اى به خود ميگيرند و باز مطامع كسانى از اهل دنيا را بر مىانگيزند ، و آنان را به نيرنگى كه وسيلهء فريفتن اين گونه كسان قرار ميدهند متمايل ميسازند . ما با اين صنف سخنى نداريم چه آنها در نهايت جهل و پستى ميباشند و دزدى را پيشهء خود ساخته‌اند و تنها راهى كه براى ريشه كن ساختن مادهء فساد آنان وجود دارد اين است كه حكام نسبت به آنها سختگيرى كنند و در هر جا آنان را بيابند دستگير سازند و هنگامى كه باينگونه اعمال مىپردازند دست آنها را همچون دست دزدان قطع كنند ، زيرا عمليات اين گروه مايهء تباهى سكه‌ايست كه مورد نياز عمومى است و در حقيقت ثروت كليهء مردم بشمار مىرود . و سلطان مكلف باصلاح و مراقبت در وضع آن مىباشد و بايد نسبت بكسانيكه مايهء فساد آن مىشوند منتهاى سختگيرى را به كار برد . اما روى سخن ما با كسانى است كه اين صناعت را پيشه ميسازند و به نيرنگ - سازى و حيله‌گرى تن نميدهند ، بلكه از آن سرباز ميزنند و خود را از تباه كردن

--> [ 1 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت و نسخهء خطى « ينى جامع » اغنيا و در چاپ « پ » اغبيا « كودنان » است و من صورت نخست را برگزيدم .