ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1092

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

ماوراى جسم از لحاظ حكمت وجود [ 1 ] چيزى نيست ، اما براهينى را كه گمان ميكنند بر مدعاهاى خود دربارهء موجودات اقامه ميكنند و آنها را بر معيار منطق و قانون آن عرضه ميدارند نارساست و براى مقصود وافى نيست . و اما دليل نارسائى قسمتى از اين براهين دربارهء موجودات جسمانى كه آنها را دانش طبيعى مينامند ، اين است كه : مطابقت ميان اين نتايج ذهنى كه به گمان خودشان آنها را به حدود « تعريفات » و قياسها استخراج ميكنند ، و آنچه در خارج وجود دارد مبتنى بر يقين نيست ، زيرا حدود قياسها احكامى ذهنى و كلى و عمومى است در صورتى كه موجودات خارجى به موادشان مشخص هستند و شايد در مواد مزبور چيزى باشد كه از مطابقت ذهنى كلى با خارجى جزئى ممانعت كند مگر در مواردى كه حس گواه بر آن است و در اين صورت دليل آن همان گواهى حس است نه آن براهين . و بنابر اين يقينى را كه در براهين خود مىيابند در كجاست ؟ و چه بسا كه تصرف ذهن هم در معقولات اولى [ 2 ] مطابق جزئيات بوسيلهء - صورت‌هاى خيالى است نه در معقولات ثانوى [ 3 ] كه تجريد آنها در مرتبهء دوم است و در اين هنگام حكم يقينى است و بمثابهء محسوسات مىباشد ، زيرا معقولات اول به مطابقت با خارج نزديكتراند چه در آنها كمال انطباق يافت مىشود در اين صورت دعاوى ايشان را در اين باره مىپذيريم ، ولى سزاست كه از انديشيدن و توجه در آنها اعراض كنيم چه اعراض از نگريستن در علم طبيعى از قبيل اين است كه : فرد مسلمان امورى را كه براى او سودمند نيست فرو گذارد [ 4 ] ، زيرا مسائل طبيعيات نه در دين و نه در معاش بكارمان آيد و از اين رو لازم است آنها را فرو گذاريم .

--> [ 1 - ) ] حكمت خدا ( ن . ل ) . [ 2 - ) ] معقولات اولى ، آنهايى هستند كه در برابرشان موجودى در خارج وجود داشته باشد مانند طبيعت حيوان و انسان كه ميتوان آنها را بر موجود خارجى حمل كرد و گفت : زيد انسان است و اسب حيوان است ( از تعريفات جرجانى ) . [ 3 - ) ] معقولات ثانوى : آنهايى هستند كه در برابرشان چيزى در خارج نباشد مانند نوع و جنس و فصل ، كه نميتوان آنها را بر موجودى خارجى حمل كرد ( از تعريفات جرجانى ) . [ 4 - ) ] اشاره به حديث : من حسن اسلام المرء تركه ما لا يعينه . در اين چند سطر اخير نسخ داراى اختلافات بسيار است .