ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1091
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
از اين لقب معلم صناعت منطق بوده است ، زيرا پيش از ارسطو كسى صناعت مزبور را تهذيب نكرده و او نخستين كسى بوده است كه قوانين منطق را مرتب كرده و به تكميل مسائل آن پرداخته و به خوبى اين دانش را بسط داده است و اين قانون را بدلخواه خود نيكو تنظيم كرده است اگر مقاصد ايشان ( فلاسفه ) را در الهيات تضمين كند [ 1 ] . آنگاه پس از وى در اسلام هم كسانى عقايد و نظريات او را فرا گرفتند و رأى و روش او را گام بگام بجز در موارد قليلى پيروى كردند ، زيرا هنگامى كه در روزگار عباسيان كتب آن گروه متقدمان را از زبان يونانى به زبان عربى ترجمه كردند بسيارى از مسلمانان بكنجكاوى در آنها پرداختند و مذاهب يا شيوههاى ايشان را كسانى از منتسبان به علم كه خدا آنان را گمراه كرده بود فرا گرفتند و ببحث و مجادلهء در آنها پرداختند و در مسائلى از شعب دانشهاى مزبور اختلاف نظر پيدا كردند و نامدارترين آنان عبارت بودند از ابو نصر فارابى در قرن چهارم بروزگار سيف الدوله و ابو على بن سينا در قرن پنجم بروزگار خاندان بويه كه در اصفهان فرمانروائى ميكردند و جز آنان . و بايد دانست كه راهى كه آنان برگزيده و رائى كه بدان معتقد شدهاند از همهء وجوه باطل است . چه اينكه كليهء موجودات را به عقل اول [ 2 ] نسبت داده و در ترقى بمقام واجب [ 3 ] به همان اكتفا كردهاند قصوريست از پيجوئى مراتب خلق خدا كه در ماوراى آن « عقل اول » يافت مىشود . چه دايرهء وجود از اين پهناورتر است . و ( ايزد ) آنچه را شما نميدانيد مىآفريند [ 4 ] . و گوئى آنان در اكتفا كردن به اثبات عقل تنها و غفلت از آنچه در ماوراى آن است بمثابه طبيعيان هستند كه بويژه به اثبات اجسام اكتفا كرده و از نفس و عقل دورى جستهاند و معتقدند كه در
--> [ 1 - ) ] يعنى تضمين نميكند . [ 2 - ) ] عقل اول : فرشتهء اول و جوهر اول نيز آن را گفتهاند ( از غياث ) . [ 3 - ) ] مقصود واجب الوجود است : و آن ذاتى است كه وجودش از ذات خود او باشد و به هيچ چيز هرگز نياز نداشته باشد . ( از تعريفات جرجانى ) . [ 4 - ) ] وَ يَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ 16 : 8 س : 16 ( النحل ) آ : 8