ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1085
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
عمل مىكنيم بر همهء آنها نمونهاى از طبيعت هوا مىافزائيم كه عبارت از نفس است و اين سه جزء است پس همهء آنها بقوه 9 برابر خشكى ميشوند . و زير هر يك از دو ضلع اين مركبى كه طبيعت آن بر سطح مركب محيط است دو طبيعت قرار مىدهم بدينسان كه دو ضلع نخستين محيط بر سطح آن را طبيعت آب و طبيعت هوا قرار ميدهيم و آن دو عبارتند از دو ضلع : ا ح ج [ 1 ] و سطح ابجد . و همچنين دو ضلعى كه بر سطح بيضه محيطاند و عبارت از آب و هوا مىباشند دو ضلع هروح [ 2 ] ميباشند . پس مىگويم كه سطح ابجد مشابه سطح هروح طبيعت هوائى است كه آن را نفس مينامند . و همچنين بح [ 3 ] از سطح مركب . و حكما هيچگاه چيزى را بنام چيز ديگرى نمينامند مگر آنكه مشابه آن باشد . دربارهء كلماتى كه شرح آنها را از من پرسيده بودى : زمين مقدس ، از طبايع برين و فرودين منعقد است . مس فلزى است كه سياهى آن را بيرون ساخته و آن را آنچنان نرم كردهاند كه به صورت گردى درآمده است سپس آن را با زاج سرخ كردهاند [ 4 ] تا سرانجام مس شده است . و مغنيسيا [ 5 ] حجر ايشان ( كيمياگران ) است كه ارواح را در آن مىيابى [ 6 ] و طبيعت برينى كه ارواح در آن زندانى ميشوند آن را خارج ميسازد تا در برابر آتش قرار داده شود . و فرفره رنگ بسيار سرخى است كه طبيعت آن را ايجاد مىكند . و ارزير سنگى است كه داراى سه قوهء مختلف بارز مىباشد ، ولى قواى مزبور با يك ديگر همانند و همجنس هستند نخستين آنها قوهاى روحانى تابناك و صاف است و آن فاعله مىباشد .
--> [ 1 - ) ] ح د . ( ك و ب ) . [ 2 - ) ] هزوح « پ » . [ 3 - ) ] بج ( رك ) و « ب » . [ 4 - ) ] ن بدل : آن با زاج تخمير كردهاند . [ 5 - ) ] Magnsie [ 6 - ) ] در چاپ « پ » و چاپهاى مصر ( تجمد ) و در نسخهء خطى B متعلق به كاترمر ( تجهد ) نسخهء خطى « ينى جامع » ( تجد ) و من صورت اخير را برگزيدم .