ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1084
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
گفتم اى حكيم ! چه سود و چه استدلال دربارهء اين صناعت براى آنان پديد آمده است كه آن را تشبيه كرده و بيضه ناميدهاند . گفت : براى شباهت و نزديكى آن به مركب . در آن بينديش معنى آن بر تو آشكار خواهد شد . من همچنان انديشمند در حضور او باقى ماندم و قادر نبودم بمعنى آن برسم . و وى هنگامى كه مرا متفكر ديد دريافت كه همهء توجهم بدان معطوف است بازوى مرا گرفت و آهسته مرا تكان داد و گفت اى ابو بكر ! علت آن نسبتى است كه ميان اين مركب حيوان و بيضه در كميت الوان هنگام امتزاج و فراهم آمدن طبايع وجود دارد . و چون اين سخن را بيان كرد تيرگى از ذهنم دور شد و نور در دلم بتابيد و خردم بر دريافتن آن توانائى يافت آنگاه برخاستم و خداى تعالى را سپاس گفتم و بخانهء خويش بازگشتم . و دربارهء گفتار مسلمه شكلى هندسى انديشيدم كه صحت گفتار ويرا با برهان اثبات مىكند و اينك آن را در اين نامه براى تو مىگذارم : مثال آن اين است كه هر گاه مركب انجام يابد و كامل شود ، نسبت طبيعت هوائى كه در آن و در بيضه وجود دارد مانند نسبت طبيعت آتشى است كه در مركب و بيضه يافت مىشود . همچنين دو طبيعت ديگر خاك و آب نيز در آن بيك نسبت است و هر دو چيزى كه بر اين صفت با هم متناسب باشند با يك ديگر مشابه خواهند بود . براى مثال سطح بيضه را با حروف ( ه - ر - و - ح ) [ 1 ] تعيين ميكنيم و كمترين طبايع مركب را كه طبيعت خشكى است ميگيريم و معادل آن طبيعت رطوبت را بدان مىافزائيم و بتدبير آنها مىپردازيم تا طبيعت خشكى طبيعت رطوبت را به خود جذب كند و قوت آن را بپذيرد . و گوئى در اين سخن ابهام و رمز است ، ولى موضوع بر تو پوشيده نخواهد ماند . آنگاه بر آن دو « خشكى و رطوبت » دو برابر هر يك روح يا آب مىافزاييم و در نتيجه همهء آنها شش « قسمت » معادل خواهد بود . و آنگاه كه آنها را تدبير و
--> [ 1 - ) ] هزوج - نسخهء خطى « ينى جامع » .