ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1078

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و همچنين هر چيزى ( از ذات خود ) [ 1 ] بسبب تضاد و اختلاف طبايع آن متلاشى و فاسد ميگردد . چنان كه ميان دو چيز واقع مىشود و هيچ وسيله‌اى بدست نمىآورد كه آن را نيرو بخشد و يارى كند جز اينكه آفت بر آن غلبه مىيابد و مايهء نابودى آن مىشود و بايد دانست كه حكما بارها بازگشتن ارواح را باجساد ياد كرده‌اند تا اجساد بسبب روح پايدارتر شوند و بر كشتن آتش يعنى اين آتش عنصرى هنگام انس و خو گرفتن با آن تواناتر گردند . پس نكته را بدان [ 2 ] ، اينك ببحث دربارهء حجرى ميپردازيم كه ممكن است از آن اكسير بدست آورد و گفتار ما بر حسب نظرياتى است كه فلاسفه آنها را ياد كرده‌اند . و دربارهء حجر مزبور باختلاف عقيده گرائيده‌اند چنان كه گروهى از آنان گمان برده‌اند . ( حجر مزبور در حيوان است ) . [ 3 ] و بعضى پنداشته‌اند اين حجر در گياه مىباشد و برخى تصور كرده‌اند در كان‌هاست و دسته‌اى گفته‌اند در همهء موجودات است و ما نيازى نداريم كه دربارهء اين دعاوى پىجوئى كنيم و با صاحبان آنها بمناظره پردازيم ، زيرا سخن بيش از حد بدرازا كشيده مىشود - و من در ضمن مطالب پيش گفتم كه اكسير در هر چيزى بقوه يافت مىشود ، زيرا در هر چيزى طبايع موجود است و بنابر اين اكسير هم در آنها وجود دارد پس ميخواهيم بدانيم كه اكسير ، هم بقوه و هم بفعل در چه چيزى يافت مىشود و در اينجا بگفتار حرانى توجه ميكنيم كه ميگويد : « كليهء رنگها يكى از دو رنگ است ، يا رنگ جسد است مانند زعفران در پارچهء سپيد كه در آن نفوذ مىكند ، ولى پس از چندى از بين ميرود و تركيبات آن ناپديد مىشود . رنگ دوم تبديل و تحول گوهر از گوهر ذات خود به گوهر و رنگ ديگرى است مانند آنكه درخت خاك را بنفس خود تبديل كند و تبديل حيوان گياه را

--> [ 1 - ) ] در چاپ پاريس و نسخهء خطى « ينى جامع » نيست . [ 2 - ) ] پس نكته را به كار بر . نسخهء خط « ينى جامع » . [ 3 - ) ] جملهء داخل پرانتز از چاپ « ك » و نسخهء خطى « ينى جامع » است .