ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1077

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

نفوذ مىكند . [ 1 ] و هر عملى كه در آغاز آن چنين مصداقى ديده نشود مايهء خير و بهره‌اى نخواهد بود . و بايد دانست كه طبايع سرد اشياء را خشك ميكنند و رطوبت آنها را منجمد مىسازند و طبايع گرم رطوبت اشياء را آشكار و خشكى آنها را منعقد ميكنند و من بدان گرمى و سردى را بخصوص ياد كردم چه آنها فاعل ( تأثير كننده ) و رطوبت و خشكى منفعل ( پذيرندهء اثر ) ميباشند . و بر حسب انفعال هر يك از آن دو ( رطوبت و يبوست ) در برابر نيروى تأثير كننده‌اش ( گرمى و سردى ) اجسام حادث و تكوين ميشوند هر چند خاصيت و تأثير گرمى در اين باره از سردى بيشتر است ، زيرا سردى داراى نقل دادن و تحرك اشياء نيست ليكن گرمى علت حركت مىباشد و هر گاه علت وجود و هستى كه همان گرمى است ضعيف شود هيچ چيزى به هيچ رو انجام نخواهد يافت . چنان كه هر گاه گرمى به حد افراط بر چيزى بتابد و در محيطى باشد كه هيچ سردى يافت نشود آن را خواهد سوخت و نابود خواهد كرد . و به سبب اين علت در اين اعمال نياز به بارد پيدا شده است تا بوسيلهء آن هر ضدى در برابر ضد خود نيرو يابد و گرمى آتش را از آن دفع كند . و فلاسفه بيش از هر چيز آتشهاى سوزنده را بيمناك شمرده و دستور داده‌اند كه طبايع و نفوس را بايد پاك و تطهير كرد و ناپاكى و رطوبت را از آنها بيرون ساخت و آفات و آلودگيها را از آنها زدود . نظر و رأى ايشان « فلاسفه » بر اين امر استوار است چه عمل آنان نخست با آتش است و سرانجام هم بدان پايان مىپذيرد . و از اين رو گفته‌اند : « از آتشهاى سوزنده بپرهيزيد . » و مقصود آنان از اين گفتار نفى آسيبهائى است كه در آتش وجود دارد و اين آسيبها دو گزند در جسد گرد مىآورند كه بشتاب مايهء نابودى آن مىشود .

--> [ 1 - ) ] در اينجا اختلاف نسخ بسيار است .