ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1068

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

فصل 24 در دانش كيميا در اين دانش از ماده‌اى گفتگو مىشود كه بدان زر و سيم به روش مصنوعى بوجود ميآيد و عملى كه به اين نتيجه منتهى ميگردد تشريح مىشود چنان كه كليهء مواليد را پس از شناختن تركيبات و قواى آنها مورد تحقيق قرار ميدهند تا مگر بر ماده‌اى دست يابند كه براى اين منظور مستعد باشد . كيمياگران نه تنها دربارهء معادن بكنجكاوى ميپردازند ، بلكه آنها حتى مواد حيوانى مانند : استخوان و پر [ و مو ] و تخم و مدفوع آنها را هم بآزمايش ميگذارند . آنگاه اعمالى را تشريح ميكنند كه بوسيلهء آنها اين ماده از قوه بفعل در ميآيد . حل كردن اجسام بوسيلهء تصعيد [ 1 ] و تقطير [ 2 ] براى بدست آوردن اجزاى طبيعى آنها و جامد كردن مادهء مذاب از راه تكليس [ 3 ] و نرم كردن جسم سخت بوسيلهء هاون و صلايه [ 4 ] و مانند اينها . و به گمان ايشان با كليهء اين عمليات جسمى طبيعى بدست ميآيد كه آن را اكسير مينامند و اين جسم را بر هر جسم معدنى فرو ريزند كه در آن استعداد قبول صورت زر يا سيم بيابند و استعداد آن نزديك به فعل باشد مانند ارزيز و روى و مس پس از حرارت دادن در آتش ، تبديل به زر ناب مىشود . و هر گاه كيمياگران بخواهند به صورت رمز و معما اصطلاحات خود را بيان كنند روح را كنايه از « اكسير » و جسد را كنايهء از « جسم » قابل ( يعنى جسمى

--> [ 1 - ) ] تصعيد ( Sublimation ) اجزاى لطيف بعض ادويه را بتأييد آتش منجمد ساختن چنان كه نوشادر و كافور و غيره را كنند از ( غياث ) . [ 2 - ) ] تقطير ( Distillation ) قطره قطره چكاندن و از انبيق گذراندن . [ 3 - ) ] به حال آهك در آوردن ( Calcination ) يا باصطلاح امروز حرارت دادن جسم جامدى در مجاورت هوا . [ 4 - ) ] صلايه : سنگ پهن كه بر آن دارو سايند يا سنگى كه بدست گيرند و آرد سايند .