ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1069
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
كه اكسير را بر آن مىافكنند ) ميآورند بنابر اين تشريح اين اصطلاحات و صورت عمل صناعى كه اين اجسام مستعد را به شكل زر و سيم در ميآورد ، دانش كيميا مىنامند . و مردم از روزگارهاى قديم تا اين عصر در اين دانش بتأليف پرداختهاند و چه بسا كه گفتارهاى مربوط به اين دانش را به كسانى نسبت دادهاند كه اهل آن نبودهاند و پيشواى تدوين كنندگان در اين فن جابر بن حيان است و حتى اين دانش را به او اختصاص مىدهند و آن را دانش جابر مينامند . و وى در اين دانش ( 70 ) رساله نوشته است كه همهء آنها شبيه به لغز و معماست و ميگويند كليد اين دانش را كسى بدست نميآورد مگر آنكه بجميع مطالب آن رسالهها احاطه يابد . و طغرائى [ 1 ] را از حكماى متأخر مشرق نيز در اين باره ديوانها و مناظراتى با اهل آن دانش است و مسلمهء مجريطى از حكماى اندلس نيز در اين باره كتابى بنام « رتبة الحكيم » نوشته است و آن را قرين كتاب ديگر خويش در علم ساحرى و طلسمات موسوم به « غاية الحكيم » قرار داده و گمان كرده است كه اين دو صناعت نتيجهء حكمت و ثمرهء دانشها هستند و هر كه بر آنها واقف نشود ، فاقد ثمرهء كليهء دانشها و حكمت خواهد بود و سخنان مسلمه در كتب مزبور و گفتارهاى كليهء مؤلفان اين دانش همچون لغزهائى است كه فهم آنها بر كسانى كه در اصطلاحات ايشان تمرين و ممارست نكرده باشند دشوار است و ما سبب عدول ايشان را به اين رموز و لغزها ياد خواهيم كرد و ابن مغيربى [ 2 ] از پيشوايان اين فن را كلماتى شعرى است مرتب بر حسب حروف الفبا كه از بديعترين نمونههاى شعر لغزى است و همهء آنها به صورت چيستان و معماست و كمتر ممكن است معانى آنها را درك كرد . و برخى
--> [ 1 - ) ] حسين بن على مؤيد الدين ابو اسماعيل اصفهانى ( 453 - 515 ) شاعر و دبير نامور دربار سلجوقيان صاحب قصيدهء اصالة الرأى صانتنى عن الخطل - و حلية الفضل زانتنى لدى العطل ، معروف به لامية العجم كه گذشته از استادى در ادب و حسن خط و انشاء ويرا در صناعت كيميا نيز تأليفاتى است همچون : جامع الاسرار و تراكيب الانوار و حقايق الاستشهادات و ذات الفوائد و الرد على ابن سينا فى ابطال - لكيمياء و جز اينها . رجوع به لغتنامهء دهخدا شود . [ 2 - ) ] مغزبى . « ينى » .