ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1061
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
بود مانند اينكه بستارگان روى ميآوردند و انواع ادعيه براى آنها ميخواندند و دعاهاى مزبور را « قيامات » ميناميدند تا از اين راه روحانيت ستارگان را جلب كنند - ديگر از رياضتهاى كفر آميز آنان اين بود كه در ربط دادن فعل به طالعهاى نجومى و بمقابلهء ستارگان در برجها براى تحصيل اثر مطلوب اعتقاد داشتند و جز خدا عوامل ديگرى را مؤثر ميشناختند و از اين رو بسيارى از كسانى كه قصد تصرف در عوامل كائنات داشتند از اين شيوه پرهيز كردند و براى بدست آوردن آن راهى برگزيدند كه آنان را از نزديكى بكفر و ممارست در آن دور سازد و رياضتهاى مزبور را بوسيلهء ذكرها و تسبيحها و دعاهائى از قرآن و احاديث نبوى به صورتى شرعى درآوردند تا آنان را بشناختن قسمتهائى كه براى حاجت ايشان مناسب است رهبرى كند و چنان كه در صفحات پيش ياد كرديم آنها مجبور بودند همهء موجودات عالم را به ذوات و صفات و افعال بر حسب آثار ستارگان هفتگانه تقسيم كنند و با همهء اينها براى تقسيم موجودات مزبور روزها و ساعات مناسب با آن تقسيم را جستجو ميكردند و اين عمليات را در زير رياضتهاى شرعى نهان ميساختند تا مبادا به ساحرى معلومى كه كفر است آلوده شوند يا بدان نزديك گردند و براى تعميم و خلوص آنها بوجههء شرعى متوسل ميشدند چنان كه بونى در كتاب « انماط » و ديگر كتب خود و كسانى جز او بدين شيوه گرائيده و آن را « سيميا » ناميدهاند تا بدين وسيله بطور مبالغه - آميزى از نام ساحرى پرهيز كنند ، ولى آنها در حقيقت همان معنى و مفهوم ساحرى را پيش گرفتهاند هر چند وجههء شرعى آن را بدست آوردهاند و چندان هم از اعتقاد به تأثيرى جز خدا دور نشدهاند . گذشته از اين آنها بر آنند كه در عالم كائنات تصرف كنند در صورتى كه از نظر شارع چنين تصرفى حرام و ممنوع است . و اما تصرفى كه از راه معجزات براى پيامبران روى داده است بامر خدا و خواست او بوده است و آنچه براى اولياء پديد آمده است نيز بفرمان خداست