ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1055
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و حروف آبى را نيز براى دفع بيماريهاى گرم از قبيل تبها و جز آن و دو چندان كردن قواى بارد تعيين كردهاند ليكن در جائى كه دو برابر كردن آن بفعل يا بقوه ايجاب كند مانند دو برابر كردن قوهء ماه . و امثال اينها . و برخى سرّ تصرفى را كه در حروف يافت مىشود از نسبت عددى دانستهاند زيرا حروف ابجد چه از لحاظ وضع و چه از نظر طبيعت بر اعدادى دلالت ميكنند كه معمولا به آنها اختصاص يافتهاند و از اين رو بخاطر تناسب اعداد ميان حروف نيز تناسب مستقلى وجود دارد چنان كه ميان ( ب ) و ( ك ) و ( ر ) چنين تناسبى هست ، زيرا هر يك از سه حرف مزبور در مرتبهء خود بر دو دلالت مىكند بدينسان كه ( ب ) در مرتبهء آحاد و ( ك ) در مرتبهء عشرات و ( ر ) در مرتبهء مئات ، دو را نشان ميدهند مانند تناسبى كه ميان ( د ) و ( م ) و ( ت ) يافت مىشود ، زيرا هر سه عدد مزبور در مرتبهء خود بر چهار دلالت ميكنند . و ميان چهار و دو نسبت دو برابر بودن است . و براى اسمها هم وفقهائى « طلسمها » درست كردهاند چنان كه از اعداد طلسم و وفق ميسازند و هر صنفى از حروف بدستهاى از وفقهائى كه از حيث عدد شكل يا عدد حروف مناسب آنهاست اختصاص دارند و تصرف سرّ حرفى و سرّ عددى بسبب تناسبى كه ميان آنها وجود دارد با هم در آميخته است . ولى فهميدن سرّ تناسبى كه ميان اين حروف و تركيبات طبايع يا ميان حروف و اعداد برقرار است امرى دشوار بشمار ميرود ، زيرا از نوع دانشها و قياسها نيست بلكه مستند و دليل آن در نزد ايشان ذوق و كشف است ، بونى گويد : « نبايد گمان كنى سرّ حروف از مسائلى است كه با قياس عقلى ميتوان بدان رسيد ، بلكه اين امر بطريق مشاهده و توفيق الهى است . » و اما تصرف در عالم طبيعت بوسيلهء اين حروف و اسمائى كه از آنها تركيب مييابند و تأثير يافتن آنها در كائنات از مسائل انكار - ناپذير است ، زيرا اين گونه تصرفات بوسيلهء بسيارى از آنان ( صوفيان ) از راه تواتر بثبوت رسيده است . و ممكن است كسانى گمان كنند كه تصرف اين گروه « در موجودات