ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1056
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
اين جهان » با تصرف اهل طلسمات يكسان است در صورتى كه چنين نيست ، زيرا بر - حسب دلايلى كه هواخواهان طلسمات اقامه كردهاند حقيقت طلسم و تأثير آن ، قوائى روحانى از « منبع » جوهر قهر است و اين قوه در هر چه براى آن فراهم ميآيد به صورت قهر و غلبه عمل مىكند و تأثير آن به يارى اسرار آسمانى و نسبتهاى عددى و بخوراتى است كه روحانيت را بسوى طلسم ميكشد در حالى كه با همت آن قوهء « روحانى » را نيرو مىبخشند [ 1 ] . و فايدهء آن ربط دادن طبايع برين « علوى » بطبايع فروردين « سفلى » است . و به عقيدهء اهل طلسمات مانند خميرهاى مركب از مواد زمينى و هوائى و آبى و آتشى است كه در مجموعهء آنها پديد ميآيد . و آنچه در آن حاصل مىشود تغيير مىپذيرد و در ذات آن تصرف مىكند و آن را به صورت خود در ميآورد . اكسير نيز براى اجسام معدنى مانند خميرهاى است كه از راه استحاله به هر معدنى سرايت كند آن را بذات خود مبدل ميسازد و به همين سبب ميگويند موضوع كيميا جسد در جسد است ، زيرا كليهء اجزاى اكسير جسمانيست . و در خصوص طلسم ميگويند : موضوع آن روح در جسد است ، زيرا خاصيت طلسم ربط دادن طبايع برين بطبايع فرودين است . و طبايع فرودين جسد و طبايع برين روحانى هستند . و تحقيق درست دربارهء تفاوت ميان تصرف اهل طلسمات و اهل اسماء ( متصوفه ) هنگامى بدست ميآيد كه بدانيم كليهء تصرفات در عالم طبيعت اختصاص به نفس انسانى و همتهاى بشرى دارد ، زيرا نفس انسانى بر طبيعت محيط و بالذات بر آن فرمانرواست ، ليكن تصرف اهل طلسمات در اين است كه روحانيت افلاك را فرود آورد و آنها را باشكال يا نسبتهاى عددى ارتباط دهد تا بسبب آن نوعى تركيب حاصل آيد كه به طبيعت خود به استحاله پردازد و به آنچه در آن حاصل آمده است مانند خميره تأثير بخشد و تصرف اهل اسماء
--> [ 1 - ) ] دسلان مينويسد : « من اين عبارت را كلمه به كلمه ترجمه كردم ، زيرا نه تئورى آن قابل فهم است و نه متكى باصول و قواعدى فنى است مترجم ترك نيز به عين همان لغات عربى را به كار برده است . »