ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1054
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و نتيجه و ثمرهء اين دانش در نزد ايشان عبارت از تصرف كردن نفوس ربانى در عالم طبيعت به يارى اسماء حسنى و كلمات الهى است كه از حروف ناشى ميشوند . و اين حروف باسرارى كه در كائنات جريان دارد محيط هستند سپس در ماهيت و چگونگى سرّ تصرفى كه در حروف [ 1 ] وجود دارد اختلاف كردهاند چنان كه گروهى از ايشان آن راز را مزاج تركيب حروف قرار داده و حروف را بر حسب اقسام طبايع مانند عناصر به چهار گونه تقسيم كردهاند و هر طبيعتى بصنفى از حروف اختصاص يافته است كه تصرف در طبيعت آن خواه فعلا يا انفعالا بسبب اين صنف روى ميدهد و از اين رو حروف بر حسب تقسيم عناصر بقانونى صناعى كه آن را تكسير [ 2 ] مينامند باقسام : آتشى و هوائى و آبى و خاكى منقسم شده است چنان كه ( الف ) به آتش و ( ب ) به هوا و ( ج ) به آب و ( د ) به خاك اختصاص يافته است و به همين ترتيب باز پى در پى حروف را به عناصر تقسيم ميكنيم تا پايان پذيرند و بنابر اين براى عنصر آتش هفت حرف الف ، ها ، طاء ، ميم ، فا . شين [ 3 ] و ذال و براى عنصر هوا نيز هفت حرف : با ، واو ، يا ، نون ، تا ، ضاد و ظاء [ 4 ] و براى عنصر آب هم هفت حرف : جيم ، زا ، كاف ، سين [ 5 ] قاف [ 6 ] تا و ظا . و براى عنصر خاك نيز هفت حرف : دال ، حاء ، لام ، عين ، راء ، خاء و غين [ 7 ] تعيين كردهاند . و حروف آتشى را بدفع بيماريهاى سرد ( بارد ) و دو چندان كردن قوهء حرارت اختصاص دادهاند ، اما در جائى كه دو چندان كردن حرارت چه بطور حسى « بفعل » يا حكمى « بقوه » لازم شود چنان كه در جنگها و خونريزى و كشتار دو برابر كردن قواى مريخ اقتضا مىكند .
--> [ 1 - ) ] ترتيب طبايع حروف از نظر دانشمندان مغرب بجز ترتيبى است كه در نزد دانشمندان مشرق و از آن جمله غزالى متداول است . چنان كه مغربيان در شش حرف از حروف جمل نيز با مغربيان اختلاف دارند و صاد در نزد آنان با « 60 » و ضاد با « 90 » و سين با « 300 » و ظا با « 800 » و غين با « 900 » و شين با « 1000 » برابر است . « از گفتار نصر هورينى » اين حاشيه در چاپ پاريس نيست . [ 2 - ) ] رجوع به حاشيهء ص 227 ج 1 همين ترجمه شود . [ 3 - ) ] سين ( ن . ل ) . [ 4 - ) ] ظا در چاپ پاريس نيست و فقط شش حرف است ، ولى در نسخهء خطى « ينى جامع » وجود دارد . [ 5 - ) ] صاد ( ن ، ل ) . [ 6 - ) ] تا و غين ( ن ، ل ) . [ 7 - ) ] شين ( ن ، ل ) .