ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1041
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
چنان كه نفوس پيامبران ( ع ) داراى خاصيتى است كه بدان مستعد ميشوند [ براى انسلاخ و تجرد از روحانيت بشرى و ارتقا بروحانيت فرشتگى بدانسان كه در آن لمحهء انسلاخ و تجرد فرشته ميشوند و معنى همين است ( چنان كه در جاى خود گذشت ) و نفس در اين حالت بمعرفت دست مىيابد ] [ 1 ] براى معرفت ربانى . و مخاطبهء فرشتگان ( ع ) از جانب خدا سبحانه و تعالى ( چنان كه گذشت ) و آنچه بدنبال آن براى آنان حاصل مىشود مانند تأثير در عوالم مخلوقات [ 2 ] و جلب روحانيت ستارگان است تا بدان تصرف كنند و تأثير آنها بقوهء نفسانى يا شيطانى است . ليكن تأثير پيامبران عبارت از مددى الهى و خاصيتى ربانى است . و نفوس كاهنان داراى خاصيت اطلاع بر امور غيبى بقواى شيطانى است . و بدينسان هر دسته و صنفى بخاصيتى اختصاص دارد كه در ديگرى يافت نميشود . و نفوس ساحران داراى سه مرتبه است بدين شرح : 1 - مرتبهاى كه تنها به همت بىابزار و ياريگرى ( معينى ) تأثير مىبخشد و اين همان مرتبهايست كه فلاسفه آن را سحر مينامند . 2 - تأثير كردن بكمك ياريگرى از قبيل تركيب و خاصيت افلاك يا عناصر يا خواص عددى و آن را طلسمات مينامند و اين مرتبه از رتبهء نخستين ضعيفتر است . 3 - تأثير در قواى متخيله و دارندهء اين تأثير اراده و توجه خود را بقواى متخيله معطوف ميدارد و بنوع خاصى در آنها به تصرف ميپردازد و انواع خيالات و تصورات صورى را كه قصد مىكند ، در آنها تلقين مينمايد سپس آن خيالات را بقوهء نفس خويش كه در بدن تأثير كننده است بدستگاه حس بينندگان پائين ميآورد چنان كه بينندگان خيال ميكنند در خارج اشيائى مىبينند در صورتى كه هيچ چيز در آنجا يافت نميشود . بطوريكه از برخى كسان حكايت ميكنند كه وى بوستانها و
--> [ 1 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت و نسخهء خطى « ينى جامع » نيست . [ 2 - ) ] در « پ » و « ينى » چنين است : و نفوس ساحران داراى خاصيت تأثير در عوالم مخلوقات است .