ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1042
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
جويبارها و كاخها نشان ميداد در حالى كه هيچيك از اين گونه مناظر در آنجا وجود ندارد . و اين گونه را فلاسفه ، شعوذه يا شعبده « چشم بندى » مينامند . چنين است تفصيل مراتب ساحرى . آنگاه بايد دانست كه اين خاصيت در ساحران مانند همهء قواى بشرى بقوه وجود دارد و از قوه بفعل درآمدن آن بوسيلهء رياضت است و كليهء رياضتهاى ساحرى عبارت از توجه به افلاك و ستارگان و عوالم علوى و شياطين بانواع تعظيم و عبادت و خضوع و نشان دادن فروتنى و خوارى است . و از اين رو ساحرى وجههاى بجز خدا و سجود به غير خداست و روى آوردن به غير خدا كفر است . و بدين سبب ساحرى كفر بشمار مىرود و كفر از مواد و اسباب آن باشد چنان كه ياد كرديم . و هم بدين سبب فقيهان در قتل ساحران اختلاف كردهاند كه آيا بسبب كفر سبقت گيرنده بر فعل اوست يا به علت تصرفات مفسده آميزى كه منشاء فساد در مخلوقات مىباشد و همهء اينها از ساحرى حاصل مىشود و چون دو مرتبهء نخستين ساحرى داراى حقيقتى در خارج است و مرتبهء سوم حقيقتى ندارد از اين رو علما در ساحرى اختلاف كردهاند كه آيا اين امر حقيقت دارد يا تخيل است ، آنان كه قائلند ساحرى حقيقت دارد به دو مرتبهء نخستين نگريسته و كسانى كه مىگويند حقيقتى ندارد مرتبهء سوم را در نظر گرفتهاند . بنابر اين در نفس امر اختلافى ميان ايشان وجود ندارد ، بلكه اين اختلاف در نتيجهء اشتباه در مراتب آن حاصل آمده است و خدا داناتر است . و بايد دانست كه خردمندان در وجود ساحرى بسبب تأثيرى كه ياد - كرديم ترديد و شكى ندارند چنان كه قرآن هم دربارهء آن سخن رانده و خداى تعالى ميفرمايد : و ليكن شيطانها كافر شدند بمردمان ساحرى ميآموختند و آنچه فرو - فرستاده شد بر دو فرشتهء هاروت و ماروت به بابل و هيچكس را نميآموختند تا آنكه مىگفتند جز اين نيست كه ما آزمايشيم پس كافر مشو آنگاه از آنها آنچه بسبب آن ميانهء مرد و همسرش جدائى مىافكند ميآموختند و ايشان بسبب آن زيان رساننده