ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1037

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

آنها در مباحث و تشابه موضوع علم كلام بموضوع الهيات ] [ 1 ] آنها دو دانش مزبور را چنان با هم درآميختند كه گوئى فن واحدى هستند و متكلمان ترتيب حكما را در مسائل طبيعيات و الهيات تغيير دادند و آنها را همچون فن واحدى با هم در آميختند چنان كه بحث در مسائل عامه را مقدم داشتند و امور جسمانى و توابع آنها را پس از مسائل عامه قرار دادند و آنگاه امور روحانى و توابع آنها را در مرتبهء سوم آوردند و همين شيوه را تا پايان دانش ادامه دادند ، چنان كه امام ابن - الخطيب ( فخر رازى ) در كتاب مباحث مشرقيه اين روش را به كار برده است و همهء دانشمندان كلام پس از دانشمند مزبور از روش وى پيروى كرده‌اند و در نتيجه دانش كلام بمسائل حكمت در آميخته است و كتب آن سراسر مملو از مسائل حكمت است چنان كه گوئى غرض از موضوع و مسائل هر دو دانش يكى است و اين وضع امر را بر مردم مشتبه كرده است [ و روش درستى نيست ] [ 2 ] زيرا مسائل دانش كلام عبارت از عقايدى است كه آنها همچنان كه سلف نقل كرده است از شريعت فرا گرفته‌اند بىآنكه دربارهء آنها به خرد رجوع كنند يا خرد را تكيه‌گاه خويش سازند و تصور كنند مسائل مزبور جز با خرد بثبوت نمىرسد ، زيرا خرد از شرع و انديشه‌هاى آن بر كنار است و آنچه متكلمان در آن از اقامهء حجتها سخن گفته‌اند همانا بحثى نيست كه حقيقت آن بدست آيد تا بدليل دانسته شود آنگاه كه معلوم نبود چنان كه شأن فلسفه همين است ، بلكه منظور جستجوى نوعى حجت عقلى است كه بعقايد ايمانى و مذاهب و شيوه‌هاى سلف در اين باره يارى كند و شبهه‌هاى بدعت گذاران را كه گمان مىكنند مداركشان در اين باره عقلى است از آن بزدايد . و اين پس از آن است كه فرض شود به ادلهء نقلى صحيح است چنان كه سلف آنها را فرا گرفتند و بدانها اعتقاد بستند و ميان اين دو مقام فرق بسيارى است ، زيرا مدارك صاحب شريعت وسيع‌تر است بسبب وسعت دايرهء آن نسبت به مدارك و نظرهاى عقلى .

--> [ 1 - ) ] از « پ » [ 2 - ) ] از « پ » و « ينى » در نسخ ديگر چنين است : و آن صواب است .