ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1036

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و كتب متأخران در كشاورزى بسيار است ، ولى آنها در تأليفات خود تنها دربارهء كاشتن و ممارست و حفظ گياه از [ آفات ] [ 1 ] و عوايق آن و كليهء مسائلى كه در اين باره روى مىدهد پرداخته‌اند و كتب مزبور هم‌اكنون موجود است . فصل 21 در دانش الهيات و آن دانشى است [ كه به گمان علماى آن ] [ 2 ] در وجود مطلق بحث مىكند چنان كه نخست دربارهء امور عام ماهيت‌هاى جسمانى و روحانى و وحدت و كثرت و وجوب و امكان و جز اينها گفتگو مىشود و سپس دربارهء مبادى موجودات و اينكه آنها روحانى هستند سخن بميان مىآيد و آنگاه از چگونگى صدور موجودات از مبادى و مراتب آنها تحقيق مىشود و پس از آن در احوال نفس پس از مفارقت از اجسام و بازگشت آن به مبدأ ، سخن ميراند . و اين دانش در نزد عالمان آن ، علمى شريف بشمار ميرود و گمان ميكنند كه دانش مزبور آنان را به شناختن وجود ، آنچنان كه هست آگاه مىكند و اين آگاهى بعقيدهء آنان عين سعادت است و در آينده رد بر ايشان را ياد خواهيم كرد و چنان كه ايشان دانشها را مرتب كرده‌اند دانش مزبور تالى طبيعيات است و از اين رو آن را علم ماوراى طبيعت مىنامند . و كتب معلم اول در اين باره موجود و در دسترس مردم است و ابن سينا آنها را در كتاب شفا و نجات [ 3 ] تلخيص كرده است همچنين ابن رشد از حكماى اندلس نيز بتلخيص آنها همت گماشته است ، ولى از آن پس كه متأخران در دانشهاى آن گروه بتأليف و تدوين آغاز كردند . و غزالى به رد برخى از مسائل آن پرداخت و آنگاه متكلمان متأخر مسائل دانش كلام را [ با مسائل فلسفه درآميختند به علت اشتراك

--> [ 1 - ) ] از « ينى » در نسخ ديگر حوائج است . [ 2 - ) ] از « پ » و « ينى » . [ 3 - ) ] در اينجا دسلان چنين استنباط كرده كه مؤلف خود اين دو كتاب را نديده و آن دو را يكى پنداشته است .