ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1028

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

است چنان كه گفتيم . و خدا راهنماى انسان به راه راست است . فصل [ 1 ] [ بايد دانست كه متقدمان سلف و عالمان دانش كلام با ممارست در اين فن « منطق » بشدت مخالفت ميكردند و با روشى مبالغه آميز كسانى را كه به تحصيل منطق ميپرداختند مورد نكوهش قرار ميدادند و آنان را از آموختن آن بر حذر ميداشتند و خلاصه ياد دادن و ياد گرفتن آن را ممنوع كرده بودند . ولى پس از آنكه متأخران از روزگار غزالى و امام ابن الخطيب [ 2 ] پديد آمدند و در اين مخالفت تا حدى مسامحه كردند از آن روز مردم بكسب و ممارست در آن فن روى آوردند و تنها گروه اندكى در اين باره متمايل به نظر متقدمان بودند و از آن دورى ميجستند و در انكار آن مبالغه ميكردند و اينك نكتهء رد و قبول اين فن را آشكار ميكنيم تا مقاصد عالمان در شيوه‌هاى علمى آنان معلوم شود : منشأ رد فن منطق از آنجا پيدا شد كه چون متكلمان ، دانش كلام را براى يارى و كمك بعقايد ايمانى با دليل‌ها و برهانهاى عقلى وضع كردند ، شيوهء آنان در اين باره متكى بدليل‌هاى ويژه‌اى بود كه آنها را در كتابهاى خويش ياد كرده‌اند مانند اينكه براى حدوث جهان از راه اثبات عرضها و حادث بودن آنها استدلال ميكنند و خالى بودن اجسام را از كيفيت حدوث ممتنع ميشمارند و ميگويند هر چه از حوادث تهى نباشد حادث است . [ 3 ] و همچون اثبات توحيد بدليل تمانع [ 4 ] و اثبات صفات قديم بوسيلهء جوامع چهارگانه از نظر الحاق غايب به حاضر و ديگر دليلهائى كه در كتب ايشان ياد شده است . آنگاه اين دليلها را از راه فراهم آوردن قواعد

--> [ 1 - ) ] اين فصل در چاپهاى مصر و بيروت نيست و آن را از چاپ پاريس ص 114 ج 3 تا ص 116 و نسخهء خطى « ينى جامع » ترجمه كردم . [ 2 - ) ] منظور فخر رازى است . [ 3 - ) ] منظور صغرى و كبراى معروفى است كه ميگويند عالم متغير است و هر متغيرى حادث است ، پس عالم حادث است . [ 4 - ) ] ممانعت دو جانبه يا برخورد و تصادم تمايلات يكى از دلايلى است كه در اثبات توحيد خدا ميآورند .