ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1020

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

اينها . و ادراك موجود از حركات و كيفيات و انواع ستارگان تنها بوسيلهء رصد امكان‌پذير است ، زيرا ما به حركت اقبال و ادبار بوسيلهء رصد پى برده‌ايم . همچنين آگاهى از [ ترتيب ] [ 1 ] افلاك در طبقات آنها و هم پى بردن به رجوع و استقامت و امثال اينها از طريق رصد حاصل شده است و يونانيان به رصد توجه بسيار مبذول ميداشتند و براى آن ابزارى به كار ميبردند كه مخصوصا بدين منظور وضع شده بود تا بدان حركات ستارهء معينى را مراقبت كنند و آن ابزار در نزد ايشان موسوم به ذات - الحلق بود و صناعت عمل بدان ابزار و براهين بر آن دربارهء مطابقت حركت آن با حركت فلك در ميان مردم سينه به سينه نقل ميشد . اما در اسلام بجز در موارد قليلى بدان توجه نكرده‌اند چنان كه در روزگار مأمون تا حدى رصد مورد توجه قرار گرفت و دستور داد ابزار رصدى موسوم به ذات الحلق ساختند و شروع به رصد كردند ولى پايان نپذيرفت و چون مأمون در گذشت آثار آن هم از ميان رفت و از آن غفلت كردند و پس از مأمون به همان رصدهاى قديم اكتفا كردند ، ولى آن رصدها آنها را بىنياز نميكرد ، زيرا حركات در نتيجهء گذشت قرنها اختلاف و تغيير يافت و البته مطابقت حركت ابزار رصدى با حركت افلاك و ستارگان تقريبى است [ و بهيچرو ما را به تحقيق نميرساند از اين رو هر گاه روزگار درازى سپرى شود تفاوت آن تقريب نمودار مىشود ] [ 2 ] و هيئت ، صناعت شريفى است ولى چنان كه مشهور است اين فن صورت آسمانها و ترتيب افلاك را بطور حقيقى براى ما اثبات نميكند ، بلكه به همين اندازه ما را آگاه مىكند كه اين صورت‌ها و شكل‌هاى افلاك از اين حركات لازم آمده است و ما ميدانيم كه مانعى ندارد يك چيز لازمهء اشياء مختلف باشد و اگر بگوييم حركات لازمهء آنها هستند چنين گفتارى استدلال از لازم بر وجود ملزوم است . و بهيچرو ما را بحقيقت

--> [ 1 - ) ] از « ينى » در چاپهاى مصر و بيروت : تركيب است . [ 2 - ) ] از نسخهء خطى « جامع ينى » و چاپ پاريس .