ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1021
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
امر رهبرى نميكند ، ولى با همهء اينها هيئت دانشى بلند پايه و يكى از اركان تعاليم است . و بهترين تأليفات در اين باره « كتاب مجسطى » منسوب به بطلميوس است و اين بطلميوس از پادشاهان يونان كه بطليموس نام داشتهاند نبوده است چنان كه بعضى از شارحان كتاب مجسطى بتحقيق آن پرداختهاند . و اين كتاب را برخى از پيشوايان حكمت اسلام مختصر كردهاند چنان كه ابن سينا بتلخيص آن همت گماشته و آن را در ضمن تعاليم شفا گنجانيده است . و ابن رشد از حكيمان اندلس و ابن السمح نيز آن را مختصر كردهاند و ابن الصلت در كتاب اقتصار به تلخيص آن همت گماشته است . و ابن فرغانى نيز هيئت ملخصى دارد كه بفهم نزديك ، است ، ولى براهين آن را حذف كرده است ، و خدا به انسان آنچه نميدانست آموخت [ 1 ] . و از فروع هيئت علم زيج است و آن صناعتى مربوط به حساب و مبتنى بر قوانين عدد است ، در آنچه بهر ستارهاى از طريق حركتش اختصاص دارد و آنچه بدان برهان هيئت در وضعش منجر مىگردد از قبيل : سرعت و بطء و استقامت و رجوع و جز اينها . بوسيلهء اين دانش مواضع ستارگان را در افلاكشان ، در هر وقت مفروض از راه محاسبهء حركات آنها ميتوان شناخت و اين بر وفق قوانينى است كه از كتب هيئت استخراج مىشود . اين صناعت را قوانينى است بمنزلهء مقدمات و اصول آن در شناختن ماهها و روزها و تواريخ گذشته و آن را اصول مقرر و ثابتى است همچون : معرفت اوج و حضيض و ميلها و انواع حركات و استخراج يك حركت از حركت ديگرى كه اصول مزبور را به منظور سهولت كار متعلمان در جدولهاى مرتبى ميگذارند و آنها رازيج
--> [ 1 - ) ] عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ 96 : 5 : س : اقرأ - آ : 5 - آخر فصل در چاپ ( ك ) چنين است : خدا منزه است و خدايى جز او پروردگار جهانيان نيست .