ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1019
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
بواسطهء مخروطى شعاعى است كه رأس آن مخروط نقطهء بيننده و قاعدهاش شىء مرئى است و چه بسا كه بغلط ديدن چيزى كه نزديك است بزرگ نشان داده مىشود و چيزى كه دور است كوچك مينمايد همچنين اشباح كوچك در زير آب و در پشت اجسام شفاف بزرگ جلوه مىكند و نقطههائى كه از باران فرود ميايد همچون خطى مستقيم نمودار مىشود و شعله در چيزهايى ( چون آتش گردان ) مانند دايرهاى به نظر ميآيد و امثال اينها كه در اين دانش موجبات و كيفيات اين گونه خطاهاى بصرى با براهين هندسى بيان مىشود و بوسيلهء آن اختلاف منظر در قمر بسبب تغييرات و اختلافات طول ( بعد جغرافيائى ) آن كه معرفت رؤيت اهله و حصول كسوفها بر آن مبتنى است آشكار ميگردد . و بسيارى از اين گونه مسائل در اين علم مورد بحث و تحقيق واقع مىشود . و در اين فن گروهى از يونانيان بتأليف پرداختهاند و نامورترين مؤلفان اسلامى در اين دانش ابن الهيثم است و ديگران نيز در آن تأليفاتى دارند و دانش مزبور از علوم رياضى و شعب آن بشمار ميرود . فصل 16 در دانش هيئت و آن دانشى است كه دربارهء حركات ستارگان ثابت و سيار بحث مىكند و به كيفيات اين حركات ، بر اشكال و اوضاعى كه افلاك راست بطرق هندسى استدلال مىشود اشكالى كه از آنها اين حركات محسوس لازم ميآيد : از آن جمله با برهان ثابت مىشود كه مركز زمين بسبب وجود حركت اقبال و ادبار با مركز فلك خورشيد مباين است . همچنين بدليل رجوع و استقامت ستارگان بر وجود افلاك كوچكى استدلال مىشود كه حامل آنها هستند و در داخل فلك اعظم حركت ميكنند . و نيز بسبب حركت ستارگان ثابت بر وجود فلك هشتمى استدلال مىشود . و هم افلاك متعدد براى ستارهء واحد بسبب تعدد ميلهاى آن بثبوت ميرسد و نظاير