ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1010

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

كه آن را طرح ميگويند يا تجزيه و تفصيل عددى به اجزاى متساوى كه عدهء آن اجزا حاصل شده مىباشد و آن را قسمت ( يا تقسيم ) مىنامند خواه اين ضم « جمع » و تفريق در عدد صحيح و خواه كسر باشد . و معنى كسر نسبت عددى بعدد ديگر مىباشد و اين نسبت را كسر مىنامند و همچنين ضم ( جمع ) و تفريق در جذور هم مىباشد و معنى آن عددى است كه در مثل خود ضرب مىشود و از اين رو عدد مربع از آن مىباشد . [ و عددى را كه بدان تصريح مىشود « منطق » مىنامند و مربع آن نيز همچنين است و در آن نياز به تكلف عمليات حساب نيست و عددى كه بدان تصريح نمىشود موسوم به اصمّ است و مربع آن منطق است مانند جذر 3 كه مربع آن 3 است و اما اصم مانند جذر 3 مىباشد كه مربع آن جذر 3 است . و آن اصم است و محتاج بعلميات حساب مىباشد ] [ 1 ] و همانا در اين جذور نيز ضم و تفريق داخل مىشود و اين صناعت حسابى از فنون جديد است كه در حساب معاملات بدان نياز پيدا مىشود و گروه بسيارى در آن بتأليف پرداخته و در شهرهاى بزرگ آن را براى آموختن به كودكان متداول كرده‌اند و بهترين نوع تعليم اين است كه نخست بآموختن ، حساب شروع كنند زيرا مسائل مزبور معارفى روشن و واضح و براهين آن منظم است و غالبا بسبب فرا - گرفتن آنها انديشهء روشنى در نوآموز پديد مىآيد كه او را بصواب و راستى عادت ميدهد . و برخى گفته‌اند كسى كه در آغاز كار دانش ، آموختن حساب بياموزد راستى بر او چيره مىشود ، زيرا در حساب صحت مبانى و موشكافى و تعمق وجود دارد و اين امر بمنزلهء خوئى در او نقش مىبندد و براستى عادت مىكند . و همچون شيوه و مذهبى از وى جدا نميشود ، و از بهترين تأليفات مبسوط در اين باره هم اكنون در مغرب ، كتاب : حصار الصغير است كه ابن البناى مراكشى آن را تلخيص كرده و قوانين اعمال آن را كه سودمند است ضبط نموده است و سپس

--> [ 1 - ) ] قسمت داخل كروشه در چاپهاى مصر و بيروت و نسخهء خطى « ينى جامع » نيست .