ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1004

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

رسيدند كه هيچيك از امتهاى ديگر بدان پايه نائل نيامده بود و انواع گوناگون هنرها و علوم را فرا گرفتند و در نتيجهء شنيدن برخى از موضوعات علوم حكمت و فلسفه از اسقف‌ها [ 1 ] و كشيش‌هاى معاهد بآگاهى بر اين علوم شائق شدند و هم از اين رو كه افكار آدمى بدين مسائل متمايل مىشود و بكسب آن همت ميگمارد از اين رو ابو جعفر منصور كسى را نزد پادشاه روم ( گرك ) گسيل كرد كه كتب تعاليم ( رياضيات ) را پس از ترجمه به عربى براى وى بفرستد و او كتاب اقليدس [ 2 ] و بعضى از كتب طبيعيات را براى خليفه ارسال داشت . مسلمانان آنها را خواندند و بر مطالب آنها آگاهى يافتند و شيفتگى آنان بكاميابى بر بقيهء آن علوم فزونى گرفت آنگاه پس از چندى دوران مأمون در رسيد و چون وى خود كسب دانش را پيشهء خويش ساخته بود شيفتگى بسيارى بعلوم نشان ميداد و اشتياق او بدانشهاى طبيعى برانگيخته شد و هيئتى از نمايندگان خويش را نزد پادشاهان روم « آسياى صغير » فرستاد تا باستخراج و استنساخ علوم يونانيان به خط عربى قيام كنند و در زمرهء آنها گروهى از مترجمان را نيز گسيل كرد . آنها از آن علوم گرد آوردند و بكمال آنها را فرا گرفتند و چيزى فرو - نگذاشتند و متفكران و محققان اسلام نيز در فرا گرفتن آن علوم سعى بليغ مبذول داشتند و در فنون مختلف آن مهارت يافتند و نظر و انديشهء ايشان در آن علوم بمرحلهء نهايى رسيد و با بسيارى از آراء و عقايد معلم اول مخالفت كردند و رد و قبول را به نظريات وى اختصاص دادند ، زيرا او شهرهء جهانيان بود و در اين باره كتب و دفاترى تدوين كردند و بر « تحقيقات » كسانى كه در اين علوم بر ايشان تقدم داشتند افزودند . و از بزرگان ايشان در ملت اسلام اينان بودند : ابو نصر فارابى و ابو على بن سينا در مشرق و قاضى ابو الوليد بن رشد و وزير ابو بكر بن الصائغ در اندلس گذشته از آنان گروه ديگرى نيز هستند كه در اين علوم بنهايت مرحله رسيده‌اند ، ولى بزرگان ياد - كرده بنام آورى و شهرت اختصاص يافته‌اند و بسيارى از اين گروه به اكتساب « تعاليم »

--> [ 1 - ) ] خليفهء عيسويان « اوك » . Eveque [ 2 - ) ] Euclide