ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1001

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

استقامت و اقبال و ادبار . و اينهاست اصول علوم فلسفى كه هفت دانش است : نخست منطق كه مقدم بر همه است و پس از آن تعاليم آنگاه به ترتيب ، ارتماطيقى ، هندسه ، هيئت ، موسيقى . طبيعيات و الهيات . و هر يك داراى فروعى است كه از آنها منشعب مىشوند چنان كه طب از فروع طبيعيات و حساب و فرايض و معاملات از فروع علم عدد و ازياج از فروع هيئت است . و ازياج يا زيج شناسى قوانينى است براى محاسبهء حركات ستارگان و تعديل آنها به منظور آگاهى بر مواضع هر يك هنگامى كه آهنگ دانستن آن شود . ديگر از شعب هيئت تحقيق در وضع ستارگان به منظور دريافتن علم احكام نجوم است و ما دربارهء هر يك از دانشهاى مزبور يكايك گفتگو خواهيم كرد . و بايد دانست از ملتهاى پيش از اسلام كه اخبار آنان را ما دريافته‌ايم بيش از همه دو قوم بزرگ بعلوم عقلى ( فلسفه ) توجه داشته‌اند و آنها ايرانيان و روميان بوده‌اند كه بازار علوم در نزد آنان بر طبق اخبارى كه بما رسيده رونق و رواج داشته است ، زيرا عمران ايشان به حد وفور بوده و دولت و سلطنت پيش از اسلام و هنگام ظهور اسلام به آنان اختصاص داشته است . از اين رو در شهرها و نواحى متعلق بايشان درياى بيكرانى از اين علوم يافت ميشده است . و كلدانيان و پيش از آنان سريانيان و معاصران ايشان قبطيان بجادوگرى و منجمى و ديگر متعلقات آنها از قبيل [ تأثيرات ] [ 1 ] و طلسمات ، توجه بسيارى مبذول مىداشتند و ملتهاى ديگر مانند ايرانيان و يونانيان اين فنون را از آنان فرا گرفتند و از ميان همه قبطيان بعلوم مزبور اختصاص يافتند و بوسيلهء ايشان آن علوم همچون درياى بيكرانى توسعه يافت . چنان كه در قرآن خبر هاروت و ماروت [ 2 ] و وضع ساحران و افسونگران

--> [ 1 - ) ] چاپ « پ » و نسخهء خطى ينى جامع . [ 2 - ) ] اشاره بآيهء : وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ 2 : 102 س : 2 « بقره » آ : 96 .