ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

694

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

روايت كرد براى آن دو در متصل به زمين قرار داد . و كف خانه و روپوش ديوارها را از سنگ مرمر پوشانيد و دستور داد كليدهاى زرين براى درها بسازند و هم روى درها را از زر بپوشانيد . سپس در روزگار عبد الملك ، حجاج براى پيكار با وى عازم شد و مكه را محاصره كرد و با منجنيق آنقدر سنگ بسوى مسجد پرتاب كرد كه ديوارهاى آن درهم شكست و پس از آنكه بر ابن الزبير چيره شد با عبد الملك دربارهء اينكه ابن - الزبير كعبه را تعمير كرده و بعضى قسمتها بر ساختمان نخستين افزوده است گفتگو كرد . عبد الملك فرمان داد آن را خراب كند و بار ديگر كعبه را بر همان شيوه و اساسى كه در روزگار قريش بوده است بنيان نهد چنان كه بناى كنونى كعبه همان است كه وى ساخته است ، و گويند عبد الملك هنگامى كه به صحت روايتى كه ابن الزبير از عايشه نقل كرده پى برده است از اين عمل خود پشيمان شده و گفته است : كاش من آنچه را كه ابو خبيب [ 1 ] در امر بناى كعبه متحمل شده تحمل مىكردم و همان شيوهء او را پيش ميگرفتم . از اين رو حجاج شش ذراع و يكوجب جايگاه حجر را خراب كرد و آن را بر اساس قريش بنيان نهاد و در غربى و هم زير آستانهء در شرقى را كه امروز ديده مىشود مسدود كرد و ساير قسمتهاى ساختمان را همچنان كه بود فرو گذاشت و هيچگونه تغييرى در آن نداد و بنابر اين تمامى بنايى كه امروز وجود دارد همان بناى ابن الزبير است و ميان ديوار بناى ابن الزبير و ديوار بناى حجاج اتصال آشكاريست كه به چشم ديده مىشود و معلوم است كه دو بنا را بهم پيوند كرده‌اند و يكى از ديگرى باندازهء يك انگشت جداست و همانند شكافى است كه آن را پر كرده باشند . و در اينجا اشكال بزرگى روى ميدهد زيرا آنچه گفته شد ( در چگونگى

--> [ 1 - ) ] در تمام چاپها بجاى « ابو خبيب » ( بضم خ - فتح ب ) كه كنيهء عبد الله بن زبير است « ابو حبيب » چاپ شده است . رجوع به لغت نامهء دهخدا ذيل ابو خبيب شود .