ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
990
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
از پيشوايان اشعريان در انكار آن استدلال كرده كه با معجزه اشتباه مىشود پذيرفته نيست ، زيرا محققان اهل سنت ميان معجزه و كرامات چنين فرق گذاشتهاند كه معجزه بايد با تحدى يعنى دعوى وقوع معجزه بر وفق آنچه آورده است همراه باشد و گفتهاند وقوع معجزه بر وفق دعوى كاذب مقدور نيست ، زيرا دلالت معجزه بر صدق عقلى است از اين رو كه صفت نفس آن تصديق است و بنابر اين اگر بوسيلهء دروغگو روى دهد آن وقت صفت نفس تبديل خواهد شد و اين محال است . گذشته از اين وجود ، به وقوع بسيارى از كرامات گواه است و انكار آنها نوعى مشاجره است . چنان كه براى صحابه و بزرگان سلف كرامات بسيار روى داده كه معلوم و مشهور است . و اما دربارهء كشف و اعطاى حقايق مربوط بعالم علوى و ترتيب صدور كائنات ، بايد گفت بيشتر سخنان ايشان در اين خصوص از نوع متشابه است از اين رو كه سخنان مزبور در نزد ايشان وجدانى [ 1 ] است و فاقد وجدان در اين باره دور از ذوقهاى ايشان است و قادر بفهم آن نيست و لغات مراد ايشان را نسبت بمقاصد مزبور ايفا نميكند چه لغات تنها براى معانى متعارفى وضع شدهاند و اكثر آنها از محسوسات هستند . پس سزاست كه در اين باره متعرض سخنان ايشان نشويم و آنها را در زمرهء متشابهاتى بشمريم كه فرو گذاشتهايم . و هر كس را كه خدا بفهم مطلبى از اين كلمات بر وجه موافق ظاهر شريعت كامياب كند زهى سعادت . در خصوص الفاظ ايهام دارى كه از آنها به شطحيات تعبير ميكنند و اهل شرع ايشان را بدان الفاظ مورد بازخواست قرار ميدهند بايد دانست كه انصاف در حق اين گروه اين است كه ايشان اهل غيبت از عالم حساند و وارداتى [ 2 ] بر ايشان تسلط مىيابد كه از آنها گفتارهاى بلا ارادهاى بر زبان ميآورند . و صاحب غيبت را
--> [ 1 - ) ] يعنى مربوط بحواس باطنى . [ 2 - ) ] وارد در تداول تصوف عبارت است از : هر چه از معانى غيبى بى تعمد بنده بر دل وارد شود . ( از تعريفات جرجانى )