ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
973
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
باز گردد احوال حس ضعيف مىشود و احوال روح قوت مىيابد و تسلط و فرمانروائى آن بيشتر مىشود و رشد و نمو تازهاى بدست ميآورد و ذكر مريد را براى حالت يارى ميدهد چه اين ذكر براى نمو روح بمنزلهء غذاست و از اين رو پيوسته نمو مىكند و فزونى مييابد تا بمرحلهء شهود ميرسد پس از آنكه علم بود ، و در اين مرحله حجاب حس برافكنده مىشود و وجود نفسى كه از ذات خود دارد كامل مىشود و آن عين ادراك است . و در اين هنگام براى او مواهب ربانى و علوم لدنى و فتح الهى و تقرب ذات او در تحقق حقيقت آن از افق اعلى ، افق فرشتگان پيش مىآيد . و اين نوع كشف بيشتر اوقات براى اهل مجاهده دست مىدهد و آن وقت از حقايق عالم وجود مسائلى درك مىكنند كه ديگران از درك آنها عاجزند و همچنين به بسيارى از حوادث پيش از وقوع آنها پى مىبرند و به يارى همتها و قواى نفوس خويش در موجودات عالم سفلى تصرف مىكنند و اين موجودات مطيع و مسخر ارادهء ايشان ميشوند . و بزرگان اين گروه به اين كشف و اين تصرف اهميت نميدهند و از حقيقت چيزى كه دربارهء سخن گفتن از آن مأمور نشدهاند خبر نميدهند بلكه حالات كشفى را كه بر ايشان پديد مىآيد نوعى آزمايش مىشمرند و هر گاه براى ايشان روى دهد التجا مىجويند [ 1 ] . و صحابه ( رض ) از لحاظ اخلاق و سيرت به چنين مجاهدهاى اتصاف داشتند و بيش از هر كس از اين كرامات بهرهمند بودند ، ولى ايشان توجهى بكرامات مزبور - نداشتند . و در فضايل ابو بكر و عمر [ 2 ] ( رض ) از اين گونه كرامات بسيار است . و پس از ايشان گروهى از اهل طريقت كه در رسالهء قشيرى نام آنان آمده و متأخرانى
--> [ 1 - ) ] از « پ » . [ 2 - ) ] و عثمان و على ( چاپهاى مصر و بيروت ) و دسلان در ترجمهء خويش : ابو بكر و عمر و على آورده است كه با نسخهء خطى « ينى جامع » مطابق است .