ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

965

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و در حقيقت كيفيت خواب دو نظريه وجود دارد يكى عقيدهء حكما كه ميگويند : قوهء خيال صور خيالى را بوسيلهء جنبش انديشه بسوى حس مشترك ميراند كه فصل مشترك ميان حس ظاهر و باطن است ، آن وقت محسوسات ظاهرى خيال از كليهء حواس صورت مىپذيرد و بر آن مجسم مىشود . با اين تفاوت كه رؤياهاى صادقى كه از جانب خداى تعالى يا فرشتگان است پايدارتر و راسخ‌تر از رؤياهاى خيالى شيطانى است ، ولى چنان كه ثابت كرده‌اند خيال در همه احوال يكسان است . و ديگر نظريهء متكلمان است كه در اين باره به اجمال پرداخته و گفته‌اند : خواب ادراكى است كه خدا آن را در حواس آدمى مىآفريند و آن وقت براى او نظير همان كيفياتى كه در بيدارى دست ميدهد در عالم خواب نيز پديد ميآيد . و اين نظريه شايسته‌تر است هر چند كيفيت آن را نمىتوان دريافت . و اين ادراك كه در خواب روى مىدهد واضحترين گواه بر ادراكاتى است كه پس از آن بوسيلهء مشاعر حسى در مرحله‌هاى بعد از آن پديد مىآيد . و اما مرحلهء سوم يا مرحلهء پيامبران چنان است كه كيفيت مشاعر حسى با آنكه در آن مرحله نامعلوم است ، ولى هنگامى كه آن كيفيت بايشان دست مىدهد در نزد آنان از يقين هم آشكارتر است . چنان كه پيامبر خدا و فرشتگان را مىبيند و سخن خدا را از خود او يا از فرشتگان مىشنود و بهشت و آتش و عرش و كرسى را مىبيند و آسمانهاى هفتگانه را در سير شبانه‌اش مىپيمايد [ 1 ] و در آن بر براق سوار مىشود و در آنجا پيامبران را مىبيند و بايشان درود مىگويد و انواع مشاعر حسى را درك مىكند همچنانكه آنها را در مرحلهء جسمانى و هنگام خواب درمىيابد و اين ادراكات او به سبب عملى ضرورى است كه خدا آن را براى وى ميآفريند اما نه بوسيلهء ادراك عادى بشر كه بكمك جوارح و اعضاست .

--> [ 1 - ) ] اشاره به : سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا من الْمَسْجِدِ الْحَرامِ . . . 17 : 1 س : 17 ( بنى اسرائيل ) آيه : 1