ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

966

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و در اين باره نبايد بگفتار ابن سينا توجه كرد كه امر نبوت را بسبب اينكه مىگويد : « خيال صورتى را بحس مشترك ميراند » تا مرحلهء خواب تنزل مىدهد ، زيرا بحث دربارهء انبيا در اينجا استوارتر از موضوع خواب است و چنان كه بيان كرديم طبيعت خيال يكسان است و بنابر اين از اين تنزل چنين لازم مىآيد كه حقيقت وحى و رؤياى پيامبران از لحاظ يقين و ماهيت آنها يكسان باشد در صورتى كه چنين نيست و بر حسب آنچه دربارهء رؤياى پيامبر ( ص ) دانستيم كه شش ماه پيش از وحى روى داده است و به منزلهء آغاز و مقدمهء وحى بشمار رفته است معلوم مىشود كه حقيقت رؤياى مزبور فروتر از وحى بوده است [ 1 ] همچنين كيفيت خود وحى با رؤياى وى تفاوت داشته است و چنان كه در صحيح « بخارى » آمده است وحى بر پيامبر دشوار بود و از آن رنج بسيار مىبرد چنان كه قرآن در آغاز امر به صورت آيات مقطع و كوتاه بر وى نازل مىشد و پس از سورهء براءة در جنگ تبوك يكسره بر وى نازل شد در حالى كه بر پشت ناقهء خود سوار بود در صورتى كه اگر اين وحى تنها بسبب تنزل فكر بمرحلهء خيال و فرود آمدن خيال به حس مشترك مىبود نبايد ميان حالات آن تفاوتى وجود ميداشت . و اما مرحلهء چهارم حالت مردگان يا در عالم برزخ كه آغاز آن از قبر مىباشد در حالى كه از بدن مجردند يا هنگامى كه برانگيخته مىشوند و به اجسام باز - مىگردند ، در هر صورت مشاعر حسى ايشان وجود دارد چنان كه مرده در قبر دو فرشته ( نكير و منكر ) را مىبيند كه از وى سؤال مىكنند و جايگاه خويش را در بهشت يا آتش ( دوزخ ) با ديدگان سر مشاهده مىكند و كسانى را كه بالاى جنازهء او حاضر مىشوند . مىبيند و صداى حركت پاى آنان را هنگامى كه از وى منصرف مىشوند مىشنود آنچه را دربارهء توحيد يا تقرير دو كلمهء شهادت و جز اينها به وى تلقين مىكنند مىشنود و در صحيح آمده است كه پيامبر ( ص ) بر لب چاه بدر ايستاده بود كه در آن

--> [ 1 - ) ] رجوع به ص 173 و ص 192 ( ج 1 ) همين كتاب شود .