ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
958
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و امام احمد بن حنبل پرهيز ميكرد كه لفظ حدوث را بر آن اطلاق كند . زيرا از ائمهء سلف شنيده نشده بود كه بگويند قرآنهاى نوشته شده يا قرائتى كه بر زبان جارى مىشود قديم است ، ولى در مشاهده محدث به نظر ميآيند . و آنچه او را از پيروى اين گونه نظريات منع ميكرد پرهيزگارى وى بود و متابعت از طريقى جز شيوهء سلف در نظر وى بمنزلهء انكار ضروريات دين بشمار ميرفت و زينهار كه وى بچنين راهى بگرايد . و اما شنيدن و ديدن هر چند مايهء توهم اعضا مىشود ، ولى از لحاظ لغوى بر ادراك شنيدنى و ديدنى هم دلالت مىكند و بنابر اين ايهام نقص در اين هنگام از آن منتفى مىشود ، زيرا مفهوم مزبور يك حقيقت لغوى در كلمات مزبور مىباشد . و اما الفاظ ( استوا ) مستقر شدن و آمدن و نزول و رخسار و دستها و چشمها و مانند اينها را بطريق ديگرى مورد تحقيق قرار دادند و به علت ايهام نقص مشابهت ، از حقايق لغوى آنها عدول كردند و بر حسب شيوهء عرب كه هنگام دشوارى درك حقايق الفاظ ، راه مجاز را برميگزيند ، بمعانى مجازى آنها توجه كردند مانند گفتار خداى تعالى « دربارهء ديوار » كه ميخواست فرود آيد . [ 1 ] و امثال آن كه در نزد عرب شيوهء معروفى است و همه بدان آشنا هستند و بدعت و روش تازهاى نيست . و آنچه آنان را به اين گونه تأويل واداشته با اينكه مخالف مذهب سلف در امر تفويض است [ 2 ] اين است كه گروهى از پيروان سلف يعنى محدثان و متأخران فرقهء حنبلى [ 3 ] مرتكب توجيه اين صفات شدند .
--> [ 1 - ) ] در اين آيه فَوَجَدا فِيها جِداراً « يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ » 18 : 77 س : 18 ( كهف ) آ : 76 . [ 2 - ) ] يعنى واگذار - كردن معنى آنها به خدا و سكوت كردن دربارهء فهم آنها . [ 3 - ) ] پيروان امام احمد بن حنبل مروزى ( 164 - 241 ه ) را « حنابله » يا حنبليان ميگفتند كه اغلب آنان از محدثان بودند چه بقول صاحب بيان الاديان ( ص 31 ) مذهب حنبلى فرقهاى از فرق اصحاب حديث است و لقب خود احمد بن حنبل امام المحدثين بود و بقول بعضى از مورخان هزار هزار حديث يادداشت و زمرهاى از بزرگان محدثان مانند محمد بن اسماعيل بخارى و مسلم بن حجاج نيشابورى از وى حديث نقل كردهاند و كتاب مسند الامام از تأليفات وى شامل سى هزار حديث در 24 مجلد است . دسلان كلمهء « محدثون » را از