ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

957

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

مىخواندند بدين سبب كه در آن استدلال و جدال بود كه آن را كلام مينامند يا از اين رو كه اصل طريقهء ايشان مبتنى بر نفى صفت كلام بود و به همين سبب شافعى ميگويد : « آنها سزاوار آن هستند كه ايشان را با شاخه‌هاى درخت خرما بزنند و در ميان كوچه‌ها آنها را بگردانند » و گروه مزبور طريقهء معتزله را استوار ساختند و قسمتى از اصول آن را اثبات و برخى از قواعد آن را رد كردند تا آنكه شيخ ابو الحسن اشعرى پديد آمد و با برخى از مشايخ آنان در مسائل صلاح و اصلح بمناظره پرداخت و طريقهء آنان را ترك گفت . و او نظريات و آراء عبد الله بن سعيد بن كلاب و ابو العباس قلانسى و حرث بن اسد محاسبى را كه از پيروان سلف و طريقهء سنت بودند پسنديد و از اين رو گفتارهاى ايشان را با استدلالهاى علم كلام تأييد كرد [ 1 ] او صفات قائم بذات خداى تعالى از قبيل علم و قدرت و اراده را بثبوت رسانيد تا دليل تمانع [ 2 ] و صحت معجزات پيامبران ثابت گردد و از جمله در مذهب ايشان كلام و شنيدن و ديدن را ثابت ميكردند زيرا هر چند ظاهر آنها سبب توهم نقصى است كه عبارت از آواز و سخن گفتن مىباشد و هر دو از امور جسمانى است ، ولى براى كلام در زبان عرب معنى ديگرى بجز سخن گفتن و آواز نيز وجود دارد و عبارت از چيزيست كه در دل بگذرد و حقيقت معنى كلام گونهء دوم است نه مفهوم نخستين . از اين رو اين معنى را براى خداى تعالى بثبوت رسانيده و توهم نقص را از وى سلب نموده و ثابت كرده‌اند كه اين صفت قديم و تعلق آن از لحاظ صفات ديگر عمومى است و كلمهء قرآن نامى مشترك بود ميان كلام نفسانى كه صفتى قديم و مختص بذات خداى تعالى است و اثر جديد و محدثى كه عبارت از حروف تركيب يافته است و بآواز قرائت مىشود . از اين رو هر گاه گفته شود قديم مراد تعبير نخستين است و هر گاه بگويند خوانده شده ، شنيده شده براى دلالت كردن خواندن و نوشتن بر آن است .

--> [ 1 - ) ] در متن بجاى « فايده » « فايدة » چاپ شده و دسلان از ترجمهء تركى آن را تصحيح كرده است . [ 2 - ) ] تمانع در اينجا بمعنى ممانعت دو جانبه يا تصادم و برخورد اراده‌هاست كه آن را بمنزلهء دليلى براى اثبات وحدانيت خدا به كار مىبرند .