ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
946
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
زيرا در مدلول اين الفاظ بنيه و اندامى شرط نشده است بلكه منظور ادراك مسموع و مبصر است [ 1 ] و صفت كلام را نيز نفى كردهاند به علت شباهت آن به آنچه در شنيدن و ديدن هست و صنعت كلامى را كه قائم بنفس است درك نكردند و از اين رو به مخلوق بودن قرآن حكم كردند . و اين بدعتى است كه سلف بر خلاف آن تصريح كردهاند و زيان اين بدعت عظيم بود و برخى از خلفا از ائمهء عصر خود آن را پذيرفتند و مردم را بدان وا داشتند و پيشوايان دين به مخالفت با ايشان برخاستند و در نتيجه تازيانه زدن بسيارى از پيشوايان را روا دانستند [ 2 ] و برخى را نيز كشتند و اين امر سبب شد كه اهل سنت به ادلهء عقلى بر خلاف اين عقايد برخاستند تا بدفع پديد آمدن اين گونه بدعتها پردازند و كسى كه بدين منظور اهتمام ورزيد شيخ ابو الحسن اشعرى پيشواى متكلمان بود كه حد وسط طرق مختلف را برگزيد و تشبيه را رد كرد و صفات معنوى را به اثبات رسانيد و دربارهء تنزيه به همان ميزانى كه سلف آن را محصور كرده بودند اكتفا كرد و ادلهء مخصص به تعميم او را گواه شدند از اين رو صفات چهارگانهء معنوى و شنيدن و ديدن و كلام قائم بنفس را به طريق عقل و نقل اثبات كرد و در اين باره به رد كليهء عقايد بدعت گذاران پرداخت و با ايشان دربارهء مسائلى كه براى اين بدعتها تهيه كرده بودند از قبيل صلاح و اصلح و تحسين و تقبيح ، به گفتگو پرداخت . و عقايد مربوط به بعثت و احوال معاد و بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب را تكميل كرد و بحث دربارهء امامت را نيز به اين موضوع ملحق ساخت چه در اين هنگام بدعت اماميه پديد آمده بود و عقيده داشتند كه امامت از جملهء عقايد دينى بشمار ميرود و بر پيامبر تعيين آن واجب است . و بايد با تعيين كسى كه امامت از آن او است خود از عهدهء اين امر بدر آيد . و همين تكليف بر امت نيز واجب مىشود . و غايت و منتهاى امر امامت اين
--> [ 1 - ) ] ادراكى براى مسموع و مبصر است . ( ن . ل ) . [ 2 - ) ] و اين در سال 212 هجرى بود كه مأمون خليفه بترويج نظريهء مخلوق بودن قرآن پرداخت و مخالفان را بشدت تازيانه ميزد و وقايع « محنت » پديد آمد .