ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

940

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

درمىيابيم ايمانى كه اصل و سرچشمهء كليهء تكاليف بشمار ميرود نيز بمثابهء همين ملكه است و داراى مراتب چنديست كه نخستين مرتبهء آن تصديق قلبى موافق با زبان و برترين پايهء آن حصول كيفيتى بسبب اين اعتقاد قلبى و اعمال مربوط به آن است كه همواره بر قلب مستوليست و در نتيجه اعضا و جوارح از آن پيروى ميكنند و كليهء اعمال و تصرفات در زير فرمان آن درميايند . چنان كه كردارهاى آدمى يكسره از اين تصديق ايمانى فرمانبرى ميكنند و اين كيفيت از بلندترين پايه‌هاى ايمان بشمار ميرود و عبارت از ايمان كاملى است كه شخص مؤمن با چنين ايمانى به هيچ گناه صغير و كبيرى دست نمييازد ، زيرا حصول ملكه و رسوخ آن نميگذارد شخص باندازهء يك چشم بر هم زدن هم از طرق ايمان منحرف گردد . پيامبر ( ص ) ميفرمايد : « زنا كار هنگام زنا كردن مؤمن نيست » و در حديث هرقل آمده است كه وقتى از ابو سفيان بن حرب دربارهء پيامبر ( ص ) و احوال او سؤال ميكرد در خصوص اصحاب آن حضرت پرسيد كه : آيا هيچيك از آنان [ پس از دخول در دين ] به علت نارضائى و خشم از آن مرتد مىشود ؟ گفت : نه . هرقل گفت : ايمان هنگامى كه بشاشت آن در دلها جايگيرد و با نفس درآميزد چنين است . و معنى گفتار او اين است كه ملكهء ايمان هر گاه پايدار و مستقر شود مانند همهء ملكاتى است كه استقرار مىيابند و سرپيچى نفس از آنها بسيار دشوار است ، زيرا ملكهء مزبور بمثابهء جبلت و فطرتى مىشود . و اين نوع ايمان مرتبهء عالى آن بشمار ميرود و در مرتبهء دوم نسبت به عصمت مىباشد ، زيرا عصمت براى انبيا ( ص ) واجب است ، وجوبى سابق ( و ازلى ) و حصول آن براى مؤمنان تابع اعمال و تصديق ايشان مىباشد و بسبب اين ملكه و رسوخ يافتن آن تفاوت در ايمان روى مىدهد چنان كه از گفتارهاى سلف بر انسان تلاوت شود ، و در تراجم بخارى در باب ايمان بسيارى از آنها آمده است از آن جمله آرد : « ايمان