ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
938
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
چنان كه مطلوب از اعمال و عبادات نيز حصول ملكهء فرمانبرى و انقياد و تهى بودن دل از همهء سرگرميها و مشغوليتها بجز معبود است تا مريد سالك دگرگون شود و بصفت ربانى متصف گردد . و تفاوت ميان حال و علم در عقايد مانند فرق ميان قول و اتصاف است . و بيان آن اين است كه بسيارى از مردم ميدانند كه مهر و بخشايش نسبت به افراد يتيم و بينوا نوعى تقرب بسوى خداى تعالى و مستحب مؤكد است . و اين امر را بر زبان ميآورند و بدان معترفند و منبع آن را در شريعت ياد - ميكنند ، ولى همين گونه كسان اگر بينوا يا يتيمى از فرزندان بيچارگان را ببينند از او مىگريزند و از عهدهدار شدن وضع او استنكاف مىورزند تا چه رسد به اينكه از رحمت دستى بسر وى بكشند و همچنين از ديگر مراتب مهر و دلسوزى و صدقه دادن در اين باره دورى ميجويند اينكه وصف كرديم براى چنين كسانى تنها در مقام علم حاصل مىشود و هنوز بمرتبهاى نرسيدهاند كه بدان متصف باشند و بدان عمل كنند . ليكن مردمى هم هستند كه با مقام علم و اعتراف باينكه بخشايش و مهر نسبت به بينوايان نزديكى بخداى تعالى است داراى مرتبهاى برتر از مقام نخستين - ميباشند كه عبارت از اتصاف به بخشايش و حصول ملكهء آن در ايشان است چنان كه اين گونه كسان همين كه يتيم يا بينوائى را ببينند بسوى او ميشتابند و در مهربانى نسبت به وى طلب ثواب مىكنند و هر چند آنان را از اين كار باز دارند نميتوانند صبر كنند آنگاه بدست خود هر چه حاضر داشته باشند به او صدقه و احسان ميكنند . علم بتوحيد نيز با اتصاف بدان چنين است . و علم خواهى نخواهى بسبب اتصاف حاصل مىشود و مبناى چنين علمى بدرجات استوارتر از علمى است كه پيش از اتصاف حاصل آيد ، ولى اتصاف به صرف علم حاصل - نميشود مگر آنكه بارها در آن عمل شود و به ميزان نامحدود و بىشمارى تكرار گردد آن وقت ملكه رسوخ مىيابد و مرحلهء اتصاف و تحقيق حاصل مىشود