ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

933

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

بدعت گذارانى كه از اعتقادات مذاهب سلف و اهل سنت منحرف شده‌اند . و رمز اين عقايد ايمانى توحيد است . از اين رو پيش از شروع در اصل موضوع سزاست كه در اينجا نكتهء لطيفى با برهان عقلى بياوريم كه به سهل‌ترين روشها و نزديكترين مأخذها توحيد را براى ما آشكار سازد و آنگاه ببحث و تحقيق دربارهء دانش كلام و مطالبى كه بايجاد آن در ميان ملت اسلام و موجبات وضع آن اشاره مىكند بپردازيم . و آن نكته اين است : كليهء حادثات در جهان هستى خواه ذوات يا افعال بشرى يا حيوانى ناگزير بايد داراى اسباب و عللى مقدم بر خود باشند كه بسبب آنها در مستقر عادت پديد مىآيند و وجود و هستى آنها بدان اسباب انجام مىپذيرد و هر يك از اين اسباب نيز بنوبهء خود حادث ميباشند و ناگزير بايد سبب‌هاى ديگرى داشته باشند و اين سبب‌ها پيوسته ارتقا مىيابند تا به مسبب اسباب و موجد و آفرينندهء آن كه خدائى جز او نيست منتهى ميشوند و اين اسباب در حالى كه رو بارتقا ميروند همچنان در طول و عرض گشايش مىيابند و دو چندان ميشوند و خرد در ادراك و شمارش آنها سرگردان ميگردد و بنابر اين هيچ چيز بجز دانش محيط [ 1 ] آن اسباب و بويژه افعال بشرى و حيوانى را نميتواند بر شمارد و محصور كند ، چه از جملهء اسباب افعال بشرى و حيوانى بطور مشهود قصدها و اراده‌ها را ميتوان نام برد ، زيرا در جهان هستى هيچ فعلى پديد نميآيد جز آنكه بدان قصد و اراده كنند و قصدها و اراده‌ها امورى روحى و نفسانى هستند و اغلب از تصوراتى كه مقدم بر آنها ميباشند و يكى بدنبال ديگرى پديد مىآيند ناشى ميشوند و اين تصورات عبارت از اسباب قصد فعل ميباشند . و گاهى اسباب اين تصورات ، تصورات ديگرى است و سبب هر گونه تصوراتى كه در نفس پديد ميآيد نامعلوم است ، زيرا هيچكس بر مبادى و ترتيب امور نفسانى آگاه نميشود ، بلكه امور مزبور عبارت از اشيائى هستند كه خدا آنها را در انديشه القا مىكند و هنگام انديشه

--> [ 1 - ) ] يعنى علم خدا .