ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

911

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

كرد و از ايشان بسيارى از اصول را فرا گرفت و طريقهء حجازيان را با طريقهء عراقيان درآميخت و مذهب خاصى پديد آورد و با بسيارى از شيوه‌ها و عقايد مالك ( رح ) بمخالفت برخاست . پس از آنان احمد بن حنبل ( رح ) پديد آمد و او از محدثان بزرگ بشمار ميرفت و اصحابش با سرمايهء وافرى كه در حديث داشتند نزد اصحاب امام ابو حنيفه قرائت حديث كردند و بمذهب خاص ديگرى اختصاص يافتند . و تقليد در شهرهاى اسلامى منحصر به اين چهار تن شده است و كمتر كسانى از جز آنان تقليد ميكنند و مردم « عالمان » باب اختلاف و طرق آن را مسدود كرده‌اند ، چون در علوم اصطلاحات شعب فراوان يافت و مانع رسيدن به رتبهء اجتهاد گرديد و هم بدين سبب كه بيم آن ميرفت اين مقام به كسى نسبت داده شود كه شايسته نباشد و به رأى يا دين او اعتماد نتوان كرد ، اين است كه بصراحت بعجز و دشوارى نيل به اين پايگاه اعتراف كردند . و هر كس داراى تقليد كنندگانى بود آنان را به تقليد از پيشوايان ياد كرده واداشت و متداول كردن تقليد از خودشان را منع كردند چه نوعى بازيچه بشمار مىرفت و چيزى جز نقل و روايت عقايد و مذاهب آنان باقى نماند و هر مقلدى بايد پس از تصحيح اصول و اتصال سند آنها بروايت ، بمذهب پيشواى خود ( از آن چهار تن ) عمل كند . امروز فقه جز اين محصول و ثمره‌اى ندارد . و مدعى اجتهاد در اين روزگار مردود است و كسى به وى رجوع نميكند و تقليد از او مهجور است و ملت اسلام هم اكنون از اين پيشوايان چهارگانه تقليد ميكنند . ولى پيروان احمد بن حنبل گروهى اندكند [ 1 ] و بيشتر آنان در شام و عراق ( بغداد و نواحى آن ) بسر مىبرند و بيش از هر كس در حفظ كردن سنت و روايت حديث اهتمام دارند [ و شيفتگى بسيار باستنباط اخبار دارند و تا حد امكان از قياس

--> [ 1 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت اين عبارت افزوده شده است : به علت اينكه مذهب او از اجتهاد دور است و اصالت آن در معاضدت از روايت و براى اسناد اخبار به يكديگر است .