ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

905

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

آنان بسبب ضعف طرق كمتر شود . گذشته از اين مردم حجاز از عراقيان روايت حديث بيشتر دارند ، زيرا مدينه جايگاه هجرت و مسكن صحابه است و كسانى از صحابه كه بعراق رفته‌اند بيشتر به جهاد مشغول بوده‌اند و امام ابو حنيفه از اين رو كمتر روايت داشت كه در شروط روايت و نقل و ضعف روايت حديث يقينى هنگام معارضهء آن با فعل نفسى سختگيرى مىكرد و بدين سبب روايت او تقليل يافت نه از اين رو كه روايت حديث را فرو گذاشت و زينهار كه وى بعمد حديث را ترك گفته باشد ، زيرا او از مجتهدان بزرگ در علم حديث بود و شيوهء او در ميان عالمان ( حديث ) مورد اعتماد و تكيه گاه بشمار مىرفت و نظر وى در رد و قبول اعتبار داشت ولى ديگر محدثان كه اكثريت را تشكيل ميدهند شروط حديث را وسعت دادند و در نتيجه روايات ايشان افزايش يافت و همهء آنان مجتهدند و بحسب اجتهاد خويش عمل ميكنند . و اصحاب ابو حنيفه كه پس از وى شروط حديث را وسعت دادند روايات بسيار داشتند . و طحاوى روايت كرد و حديث بسيار آورد و مسندى تأليف كرد كه از كتب با اهميت بشمار ميرود ، ولى با همهء اين با صحيحين ( صحيح بخارى و مسلم ) برابرى نميكند ، زيرا چنان كه گفته‌اند شروطى كه بخارى و مسلم در كتب خويش بدانها تكيه كرده‌اند مورد اجماع مىباشد ، ولى شروط طحاوى چنان نيست كه همه بر آنها همرأى باشند و در آن روايت از كسان گمنام و ناشناخته و جز آن نيز هست و به همين سبب صحيحين و بلكه كتب معروف سنّتها و احاديث بر مسند طحاوى مقدم است ، زيرا شرط وى از شروط ايشان مؤخر مىباشد و از اين رو دربارهء صحيحين گفته‌اند كه باجماع آنها را پذيرفته‌اند ، بدين سبب كه در صحت شروط آنها اجماع كرده‌اند پس خواننده نبايد دربارهء بزرگان دين شك و ريب به خود راه دهد ( و از اينكه روايت كم دارند انديشهء بد كند ) چه آنان شايسته‌ترين كسانى هستند كه سزاست در حقشان ظن جميل داشته باشيم و خواستار يافتن دلايل صحيح براى آنها