ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
901
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
پيشوايان بسبب تعداد بىشمار و پيوستگى اعصارشان به يكديگر و داشتن شايستگى و اجتهاد كسانى نبودند كه از سنتى غفلت ورزند يا آن را فرو گذارند تا متأخران بدان آگاه شوند و چنين چيزى از آنان بعيد است ، بلكه توجه عالمان حديث در اين روزگار به تصحيح امهات نوشته شده و ضبط آنها به روايت از مصنفان آن مبذول مىشود و همچنين در نسبت اسانيد حديث به مؤلف و معروض داشتن آن بر شروط و احكامى كه در دانش حديث مقرر است به تحقيق و مطالعه مىپردازند تا زنجيرهها از مبدأ تا پايان بطور استوار بهم پيوسته شوند . و عالمان امروز در اين باره جز در موارد قليلى از دائرهء امهات پنجگانه گام بيرون ننهاده و به چيزى افزونتر از آنها توجه نكردهاند . اما صحيح بخارى از لحاظ رتبه در برترين پايهها قرار دارد و شرح آن به نظر مردم دشوار آمده و مقصد آن را مغلق يافتهاند ، زيرا خواننده براى درك آن بشناسائى طرق متعدد و اطلاع از احوال رجال آن كه از اهل حجاز و شام و عراقاند و مردم ( محدثان ) دربارهء آنها اختلاف كردهاند ، نيازمند مىباشد ، به همين سبب خواننده در آموختن تراجم آن بايد دقت نظر به كار برد ، زيرا او ترجمه را شرح مىدهد و در ضمن آن حديث را بوسيلهء سند يا طريقى مىآورد و آنگاه به ترجمهء ديگرى ميپردازد و همان حديث را در اينجا هم بعينه ميآورد ، چه حديث مزبور متضمن معنائى است كه آن باب را بدان تفسير كرده است و همچنين آن را در ضمن چندين ترجمه ميآورد تا آنكه حديث در ابواب متفرق بسيارى بر حسب معانى مختلف آن تكرار مىشود . [ و از موارد قابل نظر و تأمل در تراجم بخارى بيان مناسبت ميان ترجمهها و احاديثى است كه در ضمن آن آورده است ، چه در بسيارى از اين ترجمههاى احوال مناسبت ميان آنها و احاديثى كه آورده است پوشيده مىباشد و مردم در بيان آنها گفتگوهاى مفصل كردهاند چنان كه در كتاب « الفتن » ذيل بابى كه در آن به ترجمه پرداخته گويد : « باب تخريب ذو السويقتين از حبشه » [ 1 ] اين عدم تناسب روى
--> [ 1 - ) ] ذو السويقتين لقب سپاهى كه كعبه را خراب خواهد كرد ( منتهى الارب ) .