ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

892

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

موضوعات را از كسانى ميپرسيدند كه پيش از آنان اهل كتاب بوده‌اند و آنها اهل تورات از يهوديان و كسانى از مسيحيان‌اند كه از كيش آنها پيروى مىكردند و پيروان تورات كه در آن روزگار در ميان عرب ميزيستند مانند خود ايشان باديه‌نشين بودند و از اين گونه مسائل بجز آنچه عامهء اهل كتاب ميدانند با خبر نبودند و بيشتر پيروان تورات را حميريانى تشكيل ميدادند كه به دين يهودى گرويده بودند و چون اسلام آوردند بر همان معلوماتى كه داشتند و وابستگى آنها به احكام شرعى كه رعايت احتياط در مورد آنها ضرور نيست باقى بودند مانند اخبار آغاز خلقت و آنچه مربوط به پيشگوئىها و ملاحم بود و نظاير آنها . و اين گروه عبارت بودند از كعب - الاحبار و وهب بن منبه و عبد الله بن سلام و مانند ايشان . از اين رو تفسيرها در اين گونه مقاصد از روايات و منقولات موقوف بر ايشان ، انباشته شد و آنها از مسائلى بشمار نميرفت كه با احكام باز گردد تا در صحتى كه موجب عمل به آنها است تحرى شود . و مفسران در مورد آنها سهل انگارى كردند و كتب تفسير را از اين گونه حكايات مملو ساختند . و ريشه و منبع آنها همچنانكه ياد كرديم پيروان تورات چادرنشين‌اند و آنچه را نقل ميكنند از روى تحقيق و آگاهى درست نيست ، ولى با همهء اين ، آن گروه شهرت يافتند و كارشان بالا گرفت ، چه در دين و ملت اسلام داراى مراتب بلندى بودند و به همين سبب از آن روزگار منقولات آنان مورد قبول واقع شد ، ولى همين كه مردم در صدد تحقيق و آزمايش برآمدند و ابو محمد بن عطيه از دانشمندان متأخر در مغرب پديد آمد ، كليهء اين تفسيرها را تلخيص كرد و از آن ميان مسائلى را كه به صحت نزديكتر بود برگزيد و در اين باره كتابى فراهم آورد كه در ميان مردم مغرب و اندلس متداول گرديد و داراى حسن مقصد است و قرطبى در كتاب ديگرى به همان شيوه و اسلوب مقاصد ابن عطيه را دنبال كرد و كتاب او در مشرق شهرت يافته است . گونهء دوم تفسير به زبان باز ميگردد ، مانند شناختن لغت و اعراب و بلاغت در