ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
891
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
اينها . و اين گونه روايات و اخبار از صحابه ، رض ، نقل شده است و آنگاه تابعان پس از صحابه آنها را سينه به سينه نگاهدارى كردهاند و باز روايات مزبور از تابعان نقل گرديده و همچنان در ميان مردم صدر اسلام و سلف روايت شده است تا هنگامى كه معلومات به صورت دانشها درآمد و كتابها تدوين گرديد و بسيارى از آن روايات نوشته شد و آثار و اخبارى كه رسيده بود از صحابه و تابعان نقل و روايت شد و آنگاه اين روايات به طبرى و واقدى و ثعالبى و ديگر مفسرانى كه در رديف ايشان بودند رسيد و آنها آنچه خدا خواست دربارهء آثار مزبور نوشتند و تأليف كردند . سپس علوم زبان از نظر سخنورى در موضوعات لغت و احكام اعراب و بلاغت تركيبها جنبهء هنرى به خود گرفت [ 1 ] و كتابها و ديوانها ترتيب داده و وضع شد از آن پس كه لغت ملكههايى از عرب بود كه در آنها به نقل يا كتابى رجوع نميشد و آن هم از يادها رفت و لغت را از كتب اهل زبان فرا مىگرفتند و در تفسير قرآن به آن كتب نيازمند شدند ، زيرا قرآن به زبان عرب و بر شيوهء بلاغت آن قوم است . و تفسير به دو گونه تقسيم شد : يكى تفسير روايتى مستند به آثار و روايات نقل شده از سلف كه عبارت از شناختن ناسخ و منسوخ و موجبات نزول مقاصد آيهها است و براى دانستن كليهء اين مسائل هيچ راهى بجز نقل از صحابه و تابعان وجود نداشت و متقدمان در اين باره مجموعههاى كاملى فراهم آوردند ، ولى با همهء اينها كتب و منقولات ايشان مشتمل بر غث و سمين و پذيرفتنى و مردود است و سبب آن اين است كه قوم عرب اهل كتاب و دانش نبودند ، بلكه خوى باديهنشينى و بىسوادى بر آنان چيره شده بود و هر گاه آهنگ فرا گرفتن مسائلى ميكردند كه نفوس انسانى بشناختن آنها همت ميگمارند از قبيل تكوين شدهها و آغاز آفرينش ، و رازهاى جهان هستى ، آن وقت اين گونه
--> [ 1 - ) ] مقصود از صناعى يا هنرى در اينجا آن چيزيست كه آن را مانند يك دانش و هنر از راه مطالعه و عمل ميآموزند .