ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
885
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
سنّت به صاحب آن و شناسائى شرح احوال و عدالت راويانى كه روايات و سنن را نقل ميكنند تا از اخبار آنان به دانش آنچه بايد بر مقتضاى آن عمل كرد وثوق حاصل آيد آنگاه ناچار بايد احكام مزبور را از اصول آنها استنباط كرد ليكن با روشى قانونى كه به كيفيت اين استنباط علم افاده كند و چنين دانشى را « اصول فقه » مىنامند . و پس از اينها به دانشى ميرسيم كه از آن ثمره و نتيجهء شناسائى احكام خداى ( تعالى ) در كردارهاى اشخاص مكلف حاصل مىشود و آن را دانش ( فقه ) ميگويند سپس بايد دانست كه تكاليف مزبور يا بدنى است يا قلبى و قسم اخير اختصاص به ايمان و معانيى دارد كه بايد از ميان پارهاى از معانى سلبى به آنها اعتقاد بست و آنها را عقايد ايمانى مىنامند كه دربارهء ذات و صفات خدا و امور رستاخيز و نعيم و عذاب آن جهان و قدر است و استدلال از آنها به ادلهء عقلى است و آنها را با دلايل عقلى به ثبوت ميرسانند و چنين دانشى را « علم كلام » ميخوانند . ليكن علوم مربوط به زبان ، بر بحث و انديشيدن دربارهء قرآن و حديث مقدّم است يعنى مقدمهء آن است ، زيرا دانشهاى اخير متوقف بر علوم مربوط به زبان است كه عبارتند از : دانش لغت ، دانش نحو ، دانش بيان و دانش آداب [ 1 ] ، و ما دربارهء همهء آنها گفتگو خواهيم كرد . و كليهء اين علوم نقلى به مذهب اسلام و ملّتهاى مسلمان اختصاص دارد هر چند هر مذهبى بطور عموم خواه ناخواه و ناگزير بايد نظاير علوم مزبور را داشته باشد . و بنابر اين دانشهاى مزبور در جنس بعيد [ 2 ] از حيث اينكه آنها را علوم شرعى مىنامند و از جانب خداى تعالى بر صاحب شريعت و كسى كه آنها را به مردم ابلاغ
--> [ 1 - ) ] ادب ( ا ) . [ 2 - ) ] از اصطلاحات منطق است كه در تعريفها جنس را به قريب و بعيد تقسيم مىكنند .