ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
884
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
حكمت و مسائل فلسفى است كه انسان ميتواند بر حسب طبيعت انديشهء خود به آنها پى ببرد و به يارى مشاعر بشرى خويش بموضوعات و مسائل و اقسام براهين و وجوه تعليم آنها رهبرى شود تا نظرش را متوقف سازد و او را بر راه صواب از خطا در مسائل برانگيزد [ 1 ] . دوم علوم نقلى وضعى است كه كليهء آنها مستند بخبر از واضع شرعى است و عقل را در آنها مجالى نيست مگر در پيوند دادن فروع آنها باصول ، زيرا جزئيات حادثه متعاقب به مجرد وضع در تحت نقل كلى مندرج نميشوند ، بلكه ناچار بايد آن جزئيات را بوجهى قياسى به آنها ملحق كرد . جز اينكه قياس از خبر متفرع مىشود از راه ثبوت حكم در اصل و آن هم نقلى است ، پس اين قياس به نقل باز ميگردد ، زيرا از آن متفرع مىشود . و اصل كليهء اين علوم نقلى عبارت از امور شرعى ، همچون كتاب ( قرآن ) و سنت است كه براى ما از جانب خدا و پيامبر او تشريع شده است و چيزهائى كه به آنها تعلق ميگيرد مانند علومى كه آماده كردن آنها براى افاده است . پس لازمهء فرا گرفتن اين علوم زبان عربى است كه زبان ملت اسلام است و قرآن به آن زبان نازل شده است . و علوم نقلى داراى انواع بسياريست ، زيرا بر هر انسان مكلفى لازم است احكام خدا را كه بر او و همنوعانش واجب شده است بداند و احكام مزبور مأخوذ از كتاب ( قرآن ) و سنت است به نص يا به اجماع يا به الحاق پس ناچار بايد از نخستين مرحله ببيان و تشريح الفاظ كتاب ( قرآن ) پرداخت كه آن را علم تفسير گويند سپس دربارهء نسبت دادن نقل و روايت قرآن به پيامبر كه آنها را از سوى خدا آورده است و اختلاف روايات قراء در قرائت آنها بحث ميكنند ، و آن را علم قراآت مينامند . از آن پس بدانش حديث ميپردازيم كه عبارت است از گفتگو دربارهء نسبت دادن
--> [ 1 - ) ] از « ينى » در چاپهاى مصر و بيروت : يحثه ( بحثه ) - خطا - ( خط ) است .