ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

881

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

توانائى حاصل كند به علت كمالى است كه در عقل او وجود دارد و مىپندارد نفوس باديه‌نشينان فطرة چنين آفريده شده است كه از فرا گرفتن چنين هنرهائى عاجزند ، ولى حقيقت امر چنين نيست چه ما مردمانى از باديه‌نشينان را مىيابيم كه فطرة و ذاتا در بالاترين مراتب فهم و كمال و خردمندى ميباشند . و تنها دليلى كه منشأ هنرمندى و هوش شهريان و استعداد آنهاست همان رونق و شكفتگى صنايع و طرز تعليم نيك در ميان ايشان است ، زيرا صنايع و تعليم چنان كه در پيش ياد كرديم داراى آثارى هستند كه در نفس آدمى تأثيرى بسزا مىبخشند . مردم مشرق زمين را نيز بايد بر همين منوال قياس كرد ، زيرا آنها از لحاظ تعليم و صنايع در مرتبهء بالاترى قرار دارند و گامهاى بلندترى در اين راه برداشته‌اند و مغرب زمينيان به باديه‌نشينى نزديكتراند چنان كه در فصل گذشته يادآور شديم . اين گمان مردم غافل و بىخبر است كه در نخستين نظر مىپندارند برترى شرقيان به علت كمالى است كه در حقيقت انسانيت آنان وجود دارد و بدين سبب نسبت بمردم مغرب بمراتب بلندترى از دانش و هنر اختصاص يافته‌اند در صورتى كه پندار آنان درست نيست . و بنابر اين حقيقت امر را ميتوانى به خوبى دريابى . و خدا در ميان آفريدگان آنچه بخواهد ميافزايد [ و او خداى آسمان‌ها و زمين است ] [ 1 ] . فصل سوم در اينكه دانشها در جايى فزونى مىيابد كه عمران توسعه پذيرد و حضارت بعظمت و بزرگى نائل آيد زيرا تعليم دانش چنان كه ياد كرديم از جملهء صنايع است و ما در فصول پيش متذكر شديم كه صنايع تنها در شهرهاى بزرگ فزونى مىيابد و به نسبت بيش و كمى

--> [ 1 - ) ] يزيد فى الخلق ما يشاء . قسمت داخل كروشه در چاپ ( پ ) نيست .