ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
882
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
عمران و ميزان حضارت و وسايل تجمل و ناز و نعمت در آنها ترقى مىكند و افزايش مىيابد ، زيرا صنعت امرى زايد بر معاش است از اين رو هر گاه كسانى كه به كار عمران و آبادانى ميپردازند علاوه بر كارهاى مخصوص تهيهء معاش فرصتهاى بيشترى بدست آورند آن وقت بكارهايى برتر از امر معاش سرگرم ميشوند از قبيل تصرف در خاصيت انسان كه عبارت از دانشها و صنايع است و كسى كه در دهكدهها و شهرهاى نامتمدن پرورش يابد و بخواهد بفطرت خود ( و بى وسايل لازم ) بكسب دانش همت گمارد در پيرامون خويش روش تعليمى كه جنبهء هنرى و فنى داشته باشد نخواهد يافت ، زيرا باديهنشينان چنان كه ياد كرديم فاقد صنعت و هنر ميباشند و چنين كسى ناچار بايد در طلب دانش بشهرهاى بزرگ كه دانش و هنر در آنها انتشار دارد مسافرت كند همچنانكه باديهنشينان براى آموختن صنايع به شهر ميروند . و بايد از آنچه دربارهء وضع بغداد و قرطبه و قيروان و بصره و كوفه بيان كرديم عبرت گرفت كه چون در صدر اسلام عمران شهرهاى مزبور توسعه يافت و اصول حضارت در آنها مستقر گرديد چگونه دانش در آنها فزونى يافت و بمنزلهء درياهاى بيكرانى از دانش و هنر درآمدند و در اصطلاحات تعليم و اقسام دانشها و استنباط مسائل و فنون ، انواع شيوههاى گوناگون ابتكار كردند چنان كه از پيشينيان درگذشتند و بر متأخران پيشى جستند ، ولى همين كه بعمران آنها نقصان و خلل راه يافت و ساكنان آنها پراكنده شدند آن بساط و آنچه بر آن بود يكسره درهم پيچيده شد و آن همه دانش و تعليم را از دست دادند و علوم آنها بشهرهاى ديگر اسلامى منتقل گرديد چنان كه ما در اين روزگار مىبينيم يكى از مراكز دانش و تعليم شهر قاهره در كشور مصر است از اين رو كه از هزاران سال پيش كشور مزبور داراى عمرانى وسيع و فراوان و حضارتى استوار است به همين سبب صنايع آن كشور و از آن جمله تعليم دانش در منتهاى استحكام و تنوع است . و حوادثى كه در قرون اخير از دويست سال پيش در دولت ترك از روزگار