ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

870

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و در آنجا آشكار ساختيم كه سراسر جهان هستى خواه در عالم بسيط يا مركب از برين گرفته تا فرودين همه بر ترتيبى طبيعى هستند و همهء آنها بهم پيوسته‌اند و پيوندى ناگسستنى دارند ذواتى كه در پايان هر يك از افقهاى جهانها هستند طبيعة استعداد آن را دارند كه بذات مجاور خود ، خواه برين يا فرودين تبديل شوند . چنان كه در عناصر مادى بسيط مىبينيم و هم در نخل و تاك از آخر افق گياهان با حلزون و صدف از افق جانوران ملاحظه ميكنيم و مانند بوزينه كه در آن هوش و ادراكى گرد آمده كه با انسان صاحب فكر و انديشه برابر است . و اين استعدادى كه در دو سوى هر افق جهانها ديده مىشود عبارت از معنى اتصال و پيوستگى آنها به يكديگر است . و بر فراز جهان بشرى جهان روحانى است و گواه بر آن آثارى است كه از آن در ما وجود دارد و از قواى ادراك و ارادهء آن جهان بما اعطا شده است پس ذوات جهان روحانى يكسره ادراك صرف و تعقل محض‌اند و آن عالم فرشتگان است . و از كليهء نكاتى كه ياد كرديم لازم ميآيد كه نفس انسانى داراى استعدادى براى انسلاخ و تجرد از بشريت و تبديل بفرشتگى باشد تا در وقت معين و لحظهء خاصى بفعل [ 1 ] از جنس فرشتگان گردد و سپس بعالم بشريت باز گردد و در عالم فرشتگى آنچه را كه مكلف است به ابناى بشر و همنوعان خود تبليغ كند ، فرا گيرد و معنى وحى و خطاب و گفتگوى با فرشتگان همين است و همهء پيامبران طبيعة بر اين كيفيت آفريده شده‌اند چنان كه گوئى اين حالت ذاتى و جبلى آنان است و در اين لحظهء انسلاخ در سختى و جوش و خروش خاصى ممارست ميكنند كه دربارهء ايشان معروف است و دانشهاى ايشان در اين حالت دانش ديدن و عيان است و هيچ گونه خطا و لغزشى بدان راه نمىيابد و در آن غلط و وهمى روى نميدهد ، بلكه مطابقت معلومات ايشان با حقيقت ذاتى است زيرا پردهء غيب از پيش ديدهء ايشان برداشته مىشود و پس از مفارقت از آن حالت و بازگشت بعالم بشريت ، شهود آشكار براى آنان حاصل مىگردد و هرگز از دانش

--> [ 1 - ) ] در برابر قوه .