ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
867
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
ميكنيم و درمىيابيم كه انديشهء جهانى ديگر برتر از جهان حس است . آنگاه بجهان سومى برتر از خويش رهبرى ميشويم ، چه در وجود خود آثار آن را كه در دلها ( انديشه ) ما تلقين مىكند مىيابيم . مانند ارادهها و - آهنگهائى كه بسوى حركات عملى ميكنيم و از اين رو درمىيابيم كه در اينجا فاعل يا محركى وجود دارد كه ما را بجنبش و كارهاى ارادى برمىانگيزد و آن محرك از جهانى برتر از جهان ماست كه همان جهان ارواح و فرشتگان است و در آن جهان ذواتى ادراك - كننده وجود دارد ، زيرا آثار آنها را در خود مىيابيم با آنكه ميان ما و آنها مغايرت است . و چه بسا كه انسان به آن جهان برين روحانى و ذوات آن به يارى رؤيا رهبرى مىشود و از راه چيزهائى بدان پى ميبريم كه در خواب مىبينيم و در آن هنگام امورى كه در حالت بيدارى غافل از آنها هستيم و با واقعيتهاى درست مطابقت دارند بر ما القا مىشود و آن وقت آگاه ميشويم كه آن القاءات مطابق با حقيقت و از جهان حق و راستى است . و اما خوابهاى پريشان و آشفته عبارت از صورتهاى خيالى است كه قوهء ادراك آنها را در ضمير انسان ذخيره مىكند و انديشه پس از غيبت از جهان حس در آنها بجولان ميآيد . و ما براى اثبات جهان روحانى برهانى آشكارتر از موضوع رؤيا نداريم چه آن را بطور كلى و اجمالى ميدانيم ، ولى فهم آن بتفصيل براى ما ميسر نيست . و آنچه حكماى الهى دربارهء تفصيل ذوات آن جهان گمان ميكنند و ترتيب آنها را بنام عقول ميخوانند ، هيچيك از دلايل و معلومات ايشان علمى نيست و ما را بيقين رهبرى نميكند ، زيرا آنها را به برهان نظرى مشروط مينمايند چنان كه گفتار ايشان در منطق مقرر ميدارد و شرط برهان نظرى اين است كه قضاياى آن اوليه و ذاتيه باشد در صورتى كه ذاتيات اين موجودات روحانى مجهول است پس براى اثبات آنها راهى ببرهان نيست و براى ما هيچ دليلى در تفصيل اين جهانهاى روحانى