ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

864

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

فصل در عقل تجربى و چگونگى حدوث آن در كتب حكما گفتار ايشان را در اين باره شنيده‌اى كه ميگويند انسان طبعا مدنى است . آنها اين گفته را در اثبات نبوت و جز آن ياد ميكنند و كلمهء « مدنى » منسوب به « مدينه » ( شهر ) است و در نزد حكما كنايه از اجتماع بشرى است و معنى گفتار مزبور اين است كه زندگانى بشر بطور انفرادى امكان‌پذير نيست و وجود او جز در پرتو همجنسانش بكمال نميرسد ، زيرا بشر بدانسان ناتوان آفريده شده كه قادر نيست به تنهائى وجود و زندگانى خود را بمرحلهء كمال برساند از اين رو وى طبيعة در كليهء نيازمنديهاى زندگى خود همواره محتاج بهمكارى و معاونت است . و در اين همكارى ناچار بايد نخست سازش و توافق و سپس مشاركت و خصوصيات پس از آن حاصل آيد . و چه بسا كه هنگام يكسان شدن آزمنديها داد و ستد ايشان به منازعه و ستيزه‌جوئى منجر ميگردد و ميان آنان صفات متناقضى چون از هم رميدن و همزيستى و دوستى و دشمنى بوجود ميآيد و كار بجنگ و صلح ميان ملتها و قبايل ميكشد . و اين كيفيات بهر صورتى روى دهد چنان نيست كه در ميان جانوران لگام گسيخته پديد ميآيد ، بلكه حالات مزبور اختصاص به بشر دارد چه بسبب آنكه خداوند انسان را بنيروى انديشه از كردارها و افعال منظم و مرتب بهره‌مند ساخته است ، چنان كه در فصول پيش ياد كرديم ، هر كارى در ميان ايشان داراى نظم و تشكيلاتى است و امكان مىيابند تشكيلات منظمى به روشهاى گوناگون سياسى و فلسفى ايجاد كنند و بوسيلهء اين گونه تشكيلات از مفاسد و تباهيها روى برميگردانند و به مصالح و امور شايسته ميگرايند و از زشتى به نيكى [ 1 ] متمايل ميشوند پس از آنكه در نتيجهء انجام دادن هر كارى تجربهء درست ميآموزند و عادات نيكى ميان آنان متداول

--> [ 1 - ) ] در متن چنين است : « از نيكى به زشتى ( ؟ ) . »