ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
851
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و اما اينكه پيامبر ، ص ، فرموده است : « هر آينه يكى از مزامير [ خاندان ] [ 1 ] داود به او بخشيده شده است » [ 2 ] منظور ترجيع صوت و آهنگ دادن به آن نيست ، بلكه منظور حسن آواز و اداى قرائت و صراحت و وضوح در مخارج حروف و تلفظ آنهاست . و اكنون كه معنى غنا را ياد كرديم بايد دانست كه اين فن در اجتماع هنگامى متداول مىشود كه عمران بشرى ترقى كند و از حد نيازمنديهاى ضرورى درگذرد و بمرحلهء شهرنشينى و آنگاه امور تجملى و تفننى برسد . آن وقت اين فن بوجود ميآيد زيرا تنها كسى بدان توجه مىكند كه از لحاظ كليهء نيازمنديهاى ضرورى و مهم مانند وسايل معاش و خانه و جز اينها آسوده خاطر باشد و بنابر اين بجز كسانى كه از همهء جهات زندگى در رفاه و آسايشاند ديگران در جستجوى آن نيستند و به منظور تفنن و طلبيدن شيوههاى گوناگون لذتها و خوشيها بدان دلبسته ميشوند و پيش از پديد آمدن اسلام در روزگار قدرت كشورهاى غير عربى فن آوازهخوانى و موسيقى در شهرها و پايتختهاى كشورهاى مزبور رواج بسيار داشته و توسعه يافتن آن همچون درياى بيكرانى بوده است . و پادشاهان ايشان آن را ترويج ميكردند و بدان شيفتگى داشتند چنان كه شاهان ايران توجه خاصى باينگونه هنرمندان مبذول ميداشتند و در بارگاه ايشان داراى پايگاه بلندى بودند و در بزمها و مجامع سلاطين حاضر ميشدند و هنر خويش را نشان ميدادند و در اين روزگار نيز كشورهاى غير عربى در هر زمين و هر كشورى همين شيوه را دنبال ميكنند . و اما تازيان پيش از اسلام نخست به فن شعر ميپرداختند و سخنانى بشيوهء شعر ميساختند كه بر حسب تناسب ميان اجزاى سخن در عدهاى از حروف متحرك و ساكن قسمتهاى آنها متساوى بود و اين اجزاى سخن را چنان تفصيل ميدادند كه هر قسمتى مستقلا بر مفهوم خود دلالت ميكرد و بر قسمت ديگر منعطف نبود و چنين كلامى
--> [ 1 - ) ] اين كلمه يعنى ( آل ) در « ينى » نيست [ 2 - ) ] اين حديث را پيامبر هنگامى فرموده است كه ابو موسى اشعرى عبد الله بن قيس بآواز بلند قرآن ميخوانده است .