ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
850
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و امام مالك ، رض ، با قرائت قرآن به آهنگ مخالفت كرده ، ولى شافعى ، رض ، اجازه داده است و مقصود در اينجا آهنگ موسيقى فنى نيست چه سزاوار نيست كه در منع آن اختلاف روى دهد از اين رو كه فن غنا ( موسيقى ) با قرآن [ 1 ] منافات دارد . اما قاريان در خواندن و اداى مطلب ببرخى از قواعد مربوط به آواز ( تجويد ) نيازمندند چنان كه براى تعيين اداى حروف از حيث اشباع حركات در جاى خود مقدارى آواز لازم است و هم آنان كه مدّ ( كشش آواز ) را طولانى يا كوتاه ميكنند به كشش آواز احتياج دارند و مانند اينها . و در آهنگهاى موسيقى نيز مقدارى آواز لازم است كه جز بدان انجام نمىيابد به علت تناسبى كه در حقيقت آهنگ دادن ياد - كرديم ، ولى وقتى اين دو فن معارض يك ديگر باشند رعايت كردن يكى غالبا به ديگرى خلل وارد مىآورد ليكن مقدم بر همهء اينها لازم است كه تلاوت قرآن در نظر گرفته شود تا مبادا رواياتى كه در قرآن نقل شده است تغيير پذيرد و بنابر اين جمع شدن آهنگ غنا و اداى معتبر در قرآن به هيچرو ممكن نيست ، بلكه مراد از اختلاف ائمه آهنگ سادهايست كه صاحبان مضمار يا آنان كه استعداد طبيعى دارند بدان رهبرى ميشوند ، چنان كه ياد كرديم ، و آواز خويش را بر حسب نسبتهائى كه هم موسيقيدان و هم ديگران درك ميكنند بنوعى خاص ترجيع [ 2 ] ميدهند [ 3 ] . محل اختلاف اين است و ظاهر اين است كه بايد در قرآن از اين شيوه [ 4 ] دورى جويند چنان كه عقيدهء امام ، رح ، ( مالك ) نيز همين است ، زيرا قرآن محل ياد كردن مرگ و عالم پس از آن با خشوع و تضرع است و جاى آن نيست كه بادراك آواز خوش متلذذ شوند و قرائت صحابه ، رض ، نيز بشيوهء مذكور بوده است چنان كه در اخبار مربوط بايشان آمده است .
--> [ 1 - ) ] بهر شيوهاى كه باشد : ( چاپهاى مصر و بيروت ) [ 2 - ) ] ترجيع اذان بلند گفتن شهادتين را بعد آهسته گفتن و باز گردانيدن آواز حلق ( منتهى الارب ) . در تداول امروز فارسى تحرير يا غلط ميگويند . [ 3 - ) ] « و اين شيوه به هيچرو شايسته نيست چنان كه مالك گفته است » . اين عبارت در چاپهاى مصر و بيروت افزوده شده است . [ 4 - ) ] از كليهء اين شيوهها ( چاپهاى مصر و بيروت ) .