ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
835
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
از لحاظ تمدن و صنايع و خط داراى وضع متمايزى شدند و در نتيجه خط اندلسى كه مخصوص آن دودمان بود از ديگر خطوط باز شناخته شد چنان كه رسم خط آن تا اين روزگار هم معروف است . رفته رفته عمران و تمدن كشورهاى اسلامى مانند درياى بيكرانى توسعه يافت و در هر سرزمينى جلوهگر شد و دولت اسلام بمرحلهء عظمت و قدرت رسيد و بازار دانشها رواج يافت و كتابها استنساخ ميشد و آنها را با خطوط نيكو مينوشتند و بشيوهاى زيبا جلد ميكردند و كاخها و گنجينههاى پادشاهان مملو از كتبى ميشد كه بىهمتا بود و مردم سرزمينها و نواحى گوناگون در اين باره به رقابت و همچشمى پرداختند . ولى پس از آنكه تشكيلات دولت اسلامى از هم گسيخته شد و رو به زوال مىرفت كليهء آن پيشرفتها نيز متوقف شد و بسبب انحطاط و زوال دستگاه خلافت آن همه كانونهاى راهنمايى دانش و هنر كه در بغداد بود نيز از ميان رفت و خاموش شد و امر خط و كتابت و بلكه دانش از بغداد به مصر و قاهره انتقال يافت چنان كه تا اين دوران هم از رونق بازار آنها در آن كشور كاسته نشده است و براى خط معلمان مخصوصى دارند كه اشكال و خصوصيات حروف را بر طبق قوانين و اصول معينى كه در ميان آنان متداول است ترسيم مىكنند و با اين شيوه خط را به دانش آموزان ميآموزند كه بطور حسى آن را فرا ميگيرند و هم از لحاظ علمى يعنى مهارت در نوشتن و هم از جنبهء نظرى يعنى فرا گرفتن قوانين علمى در آن توانا مىشوند و بهترين روش بدست ميآيد . و اما در اندلس ، پس از آنكه فرمانروايى عرب و بربرهايى كه بدنبال آنان بفرمانروايى رسيدند ، از آن سرزمين رخت بربست و ملتهاى مسيحى بر آن كشور تسلط يافتند مسلمانان اندلسى در ساحل مغرب و افريقيه پراكنده شدند و از آغاز دولت لمتونى تا اين روزگار در آن نواحى اقامت گزيدند و بوسيلهء رواج دادن صنايعى كه ميدانستند با مردم آن سرزمين در عمران و تمدن شركت جستند و خود را بدستگاه دولت نزديك كردند و از اين رو رفته رفته خط آنان بر خط افريقى غلبه كرد